
مهدی مرادپور، نویسنده و دراماتورژ ایرانیتبار، پس از تحمل یک بیماری طولانی و سخت در هامبورگ درگذشت. خبر درگذشت او را انتشارات زورکامپ، تئاتر تالیا در هامبورگ و تئاتر وین اعلام کردند. مرادپور هنگام مرگ ۴۷ سال داشت و از فصل نمایشی ۲۰۲۵–۲۰۲۶ بهعنوان دراماتورژ با تئاتر تالیا همکاری میکرد.
مرادپور در سال ۱۹۷۹ در تهران، در خانوادهای آذربایجانی، متولد شد. ابتدا در ایران فیزیک و مهندسی صنایع خواند و در سال ۲۰۰۱ به آلمان مهاجرت کرد. او در لایپزیگ و هاوانا به تحصیل در رشتههای زبان و ادبیات اسپانیایی، جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی پرداخت و از سال ۲۰۱۴ آموزش نمایشنامهنویسی را در گراتس اتریش دنبال کرد. مرادپور علاوه بر نویسندگی، بهعنوان مترجم زبانهای فارسی و اسپانیایی و مترجم دادگاه نیز فعالیت داشت.
از آثار شاخص او میتوان به نمایشنامه «مومیاییها؛ یک بازی خانگی» (۲۰۱۶)، «بدنی برای اکنون و امروز» (۲۰۱۸)، «سوءقصد یا گلهای تازه برای کارل لودویگ» (۲۰۱۹) و «محاکمه رؤیاها» (۲۰۲۵) اشاره کرد. در «بدنی برای اکنون و امروز»، مرادپور با پرداختن به تغییر جنسیت، فناوری و نابرابری اجتماعی، نسبت میان بدن، هویت فردی و قدرت سیاسی را بررسی میکند. «محاکمه رؤیاها» نیز با محوریت پرونده پناهندگی و خطر اخراج به افغانستان، تجربه مهاجرت را در پیوند با زبان، ترجمه و نظام قضایی به صحنه میآورد. مجموعه «بدنی بدون مکان» نیز در سال ۲۰۲۳ از سوی انتشارات زورکامپ منتشر شد.
مرادپور در سال ۲۰۱۶ جایزه نمایشنامهنویسان تبعیدی وین و در سال ۲۰۱۷ جایزه کریستیان دیتریش گرابه را دریافت کرد. آثار او به چندین زبان ترجمه شدند و در تئاترهای معتبر آلمان و اتریش به اجرا درآمدند. او همچنین با کامرشپیله مونیخ و تئاتر بوخوم همکاری داشت.
در واکنش به درگذشت او، تئاتر وین مرادپور را متفکری برخوردار از نگاهی پیونددهنده و ناظری دقیق بر مناسبات اجتماعی توصیف کرد؛ نویسندهای سیاسی که به تجربهها و سرگذشتهای دیگران توجه داشت و به آنها زبان میبخشید. تئاتر تالیا نیز تأکید کرد که نمایشنامههای او، با وجود پرداختن به مرگ، رنج و تبعید، حامل امید و امکان دگرگونیاند. انتشارات زورکامپ از او بهعنوان اندیشمندی برجسته و انسانی استثنایی یاد کرد و وعده داد برای زنده نگهداشتن آثار نمایشیاش تلاش کند.
اهمیت ادبی مرادپور را میتوان در پیوند میان تجربه مهاجرت و تجربه زبان جستوجو کرد. در آثار او، تبعید صرفاً جابهجایی جغرافیایی نیست، بلکه وضعیتی است که در آن بدن، زبان، حافظه و هویت فرد در مواجهه با ساختارهای قدرت از نو تعریف میشوند. از این منظر، مرادپور به نسلی از نویسندگان مهاجر تعلق داشت که تجربه زیسته خود را به پرسشهایی فراگیر درباره تعلق، آزادی و امکان تغییر اجتماعی تبدیل کردند.








