
فهرست بلند جایزه کتاب آلمان در سال ۲۰۲۶ منتشر شد و نام شیدا بازیار، نویسنده ایرانیتبار آلمانی، برای دومین بار در میان بیست نویسنده نامزد این جایزه قرار گرفت. رمان تازه او، Die Lücken، که میتوان عنوان آن را به فارسی با اطلاعات موجود که دربارهٔ کتاب منتشر شده به نظر من، «ناگفتهها» ترجمه کرد، از سوی انتشارات کیپنهویر و ویچ (Kiepenheuer & Witsch) به زودی منتشر خواهد شد. ناشر، این اثر را «رمانی درباره بنیانهای میهن ما» معرفی میکند.
شیدا بازیار در سال ۱۹۸۸ در هِرمِسکایل (Hermeskeil) متولد شده و در هیلدسهایم (Hildesheim) در رشته نویسندگی ادبی (Literarisches Schreiben) تحصیل کرده و سالهای زیادی نیز در حوزه آموزش جوانان فعالیت داشته است.
نخستین رمان او با عنوان Nachts ist es leise in Teheran، «شبها در تهران سکوت حاکم است»، در سال ۲۰۱۶ منتشر شد؛ رمانی خانوادگی که روایت آن از انقلاب ۱۹۷۹ ایران آغاز میشود و سپس مهاجرت و زندگی نسلهای بعدی این خانواده در آلمان را دنبال میکند. این اثر به زبانهای مختلف ترجمه شده و جوایز متعددی، از جمله جایزهٔ نویسندگان اولا هان (Ulla-Hahn-Autorenpreis) و جایزه حمایتی اووه جانسون (Uwe-Johnson Förderpreis) را دریافت کرده است.
دومین رمان او، Drei Kameradinnen، «سه رفیق»، در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و همان سال به فهرست بلند جایزه کتاب آلمان راه یافت.
با نگاهی به آثار بازیار میتوان دید که مهاجرت، تبعید، تجربه جامعه پسامهاجرتی و نسبت زندگی فردی با تاریخ و سیاست از موضوعاتی هستند که بارها در نوشتههای او حضوری پررنگ یافتهاند و به چالش کشیده شدهاند. ایران نیز، مستقیم یا غیرمستقیم، در بخشی از این جهان ادبی جایگاهی مهم دارد.
رمان تازه او این بار پرسشی دیگری مطرح میکند: میهن بر چه بنیانهایی ساخته میشود و گذشتهای که درباره آن سکوت شده است، تا چه اندازه در زندگی امروز ما حضور دارد؟
متن معرفی رمان توسط ناشر:
«ناشر، رمان Die Lücken، «ناگفتهها»، را نوعی «باستانشناسی ادبیِ میهن» توصیف میکند. محل اصلی رخدادهای رمان، هایمِسباخ (Heimesbach) در منطقه هونسروک (Hunsrück)، روستایی خیالی است که نزدیک به نود سال از تاریخ آلمان در پس دیوارهای آن و در زندگینامهٔ ساکنانش رسوب کرده است. این روستا گذشته خود را آگاهانه پنهان میکند و در همان حال به پناهگاهی برای کسانی بدل میشود که در جستوجوی امنیت و احساس تعلقاند.
رمان از میان دورههای مختلف تاریخی و ذهن آدمهایی عبور میکند که به این روستا شکل دادهاند: از خانوادههای یهودی که همهچیز خود را از دست دادهاند، تا کسانی که از حکومت نازی سود بردهاند و پس از جنگ خود را همراهانی بیگناه و بیاختیار جلوه دادهاند؛ و سرانجام خانوادههای شریفی (Sharifi) و کریمپور (Karimpour) که دههها بعد از ایران میگریزند.»
به این ترتیب، گذشته آلمان، تجربه مهاجرت ایرانیان و پرسش از مفهوم میهن در یکدیگر تنیده میشوند.
از چهار صفحهای که در کتابچه معرفی نامزدهای جایزه رمان سال برای آشنایی خوانندگان با این آثار منتشر شده است، نمیتوان درباره تمام ساختار رمان داوری قطعی کرد؛ اما میتوان برخی ویژگیهای روایتگونهٔ آن را تشخیص داد. نثر بازیار در این صفحات چندلایه، شاعرانه، سیاسی و خودآگاه است. او از گفتار غیرمستقیم آزاد بهره میگیرد؛ بهگونهای که صدای راوی گاه با افکار شخصیت اصلی درهم میآمیزد و بهروشنی نمیتوان تشخیص داد که یک جمله مستقیماً از ذهن شخصیت داستان میآید یا راوی آن را بازگو میکند.
جملهها، اضطراب، خستگی و آشفتگی ذهنی شخصیت را به زبان منتقل میکنند. تصویرهای ظریف و نمادین نیز امر شخصی را با تاریخ و سیاست پیوند میدهند. رفتوآمد آزاد میان زمانها باعث میشود گذشته صرفاً امری سپریشده نباشد، بلکه پیوسته در اکنون حضور داشته باشد.
همین چند صفحه، به نظر من، نشان میدهد که بازیار در رمان تازه خود میکوشد خاطرهٔ شخصی، تجربه مهاجرت را بهشکلی به تاریخ سیاسی و بعد آنها را در یک ساختار روایی به یکدیگر پیوند دهد. در مرکز این روایت، دوگانگی در مفهوم «میهن» نیز دیده میشود: آلمان از یک سو میتواند برای انسانی که از سرکوب و ناامنی گریخته است پناهگاهی امن باشد و از سوی دیگر، تجربه مهاجرت و پناهندگی در همین جامعه میتواند با تبعیض و احساس بیگانگی همراه شود.

نگاهی کوتاه به تاریخچهٔ جایزه کتاب آلمان
جایزه کتاب آلمان (Deutscher Buchpreis) از سال ۲۰۰۵ هر سال به بهترین رمان آلمانیزبان سال اهدا میشود و در دو دهه گذشته به یکی از مهمترین رویدادهای ادبی در جهان آلمانیزبان تبدیل شده است. این جایزه هر سال همزمان با آغاز فصل نمایشگاه کتاب فرانکفورت اهدا میشود.
ناشرانی که عضو اتحادیههای حرفهای کتاب در آلمان، اتریش و سوئیس هستند، میتوانند حداکثر دو رمان آلمانیزبان از برنامه جاری یا از برنامههای درحال انتشار آینده خود را برای شرکت در این رقابت معرفی کنند. حتی آثاری که هنگام ثبتنام هنوز منتشر نشدهاند نیز میتوانند با ارائه نسخه دستنویس در رقابت شرکت کنند، مشروط بر آنکه حداکثر تا زمان اعلام فهرست کوتاه در بازار کتاب عرضه شده باشند. هیأت داوران نیز میتواند در صورت لزوم آثار دیگری را از ناشران درخواست کند.
هیأت داوری هفتنفره ابتدا از میان آثار ارائهشده بیست رمان را برای فهرست بلند (Longlist) انتخاب میکند و سپس از میان آنها شش رمان به فهرست کوتاه (Shortlist) راه مییابند. فهرست کوتاه امسال در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام خواهد شد و برنده نهایی در مراسم ۵ اکتبر ۲۰۲۶ معرفی میشود. برنده جایزه ۲۵ هزار یورو دریافت میکند و پنج نویسنده دیگر حاضر در فهرست کوتاه نیز هر یک ۲۵۰۰ یورو دریافت خواهند کرد.
این جایزه از سوی بنیاد فرهنگ کتاب و ترویج کتابخوانی وابسته به اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان (Stiftung Buchkultur und Leseförderung des Börsenvereins des Deutschen Buchhandels) اهدا میشود و بنیاد دویچه بانک (Deutsche Bank Stiftung) حامی اصلی آن است. در سال ۲۰۲۵، دوروته اِلمیگر (Dorothee Elmiger) با رمان Die Holländerinnen، «زنان هلندی»، برنده جایزه کتاب آلمان شد.
یکی از برنامههای جانبی جذاب این جایزه، جلسات کتابخوانی Blind Date است. در سال ۲۰۲۶، چهارده کتابفروشی از میان کتابفروشیهای متقاضی در نقاط مختلف آلمان برای میزبانی یکی از نویسندگان فهرست بلند انتخاب شدهاند؛ کتابفروشی گوته و حافظ (Goethe & Hafis) در بن نیز یکی از این چهارده کتابفروشی است. برنامهٔ جلسهٔ کتابخوانی و بحث و گفتگو با نویسنده، توسط این کتابفروشی در روز ۴ سپتامبر برگزار خواهد شد. همچنین در کنار این چهارده برنامه، توسط دستاندرکاران جایزه «رمان سال»، سه جلسهٔ بزرگ کتابخوانی نیز برگزار خواهد شد.
نویسندگان ایرانیتبار در فهرست جایزه بهترین رمان سال در آلمان
حضور شیدا بازیار در سال ۲۰۲۶ تنها نمونه حضور نویسندگانی با پیشینه یا پیوند ایرانی در تاریخ جایزه کتاب آلمان نیست. نوید کرمانی (Navid Kermani) در سال ۲۰۱۱ با رمان Dein Name، «نام تو»، به فهرست بلند راه یافت.
شیدا بازیار در سال ۲۰۲۱ با رمان Drei Kameradinnen، «سه رفیق»، نخستین حضور خود را در فهرست بلند این جایزه تجربه کرد. در سال ۲۰۲۵ نیز نوا ابراهیمی (Nava Ebrahimi) با رمان Und Federn überall، «و پرها همهجا»، و ژینا خیر (Jina Khayyer) با رمان Im Herzen der Katze، «در قلب گربه»، در فهرست بلند جایزه قرار گرفتند. رمان ژینا خیر همانطور که در معرفی این کتاب قبلاً هم آوردهام مستقیماً با ایران، جنبش «زن، زندگی، آزادی»، خاطره، تعلق و تجربه زنان ایرانی پیوند دارد و حتی طرح جلد آن نیز نقشه ایران را در مرکز توجه قرار داده است.
اکنون شیدا بازیار با رمان تازه خود، Die Lücken، «ناگفتهها»، برای دومین بار به جمع بیست نامزد جایزه کتاب آلمان راه یافته است.
این حضور دوباره تنها یک موفقیت فردی برای شیدا بازیار نیست. رمان تازه او در نقطه تلاقی چند مسئله مهم زمانه ما نیز قرار دارد: حافظه تاریخی، مهاجرت، سرکوب و تبعید، احساس تعلق، مسئولیت در برابر گذشته و پرسش دشوار از معنای میهن.
پرسشی که بازیار در رمان خود پیش میکشد، محدود به آلمان یا ایران نیست؛ پرسشی است که میتواند امروز در برابر هر جامعهای قرار گیرد.
منابع:
۱. معرفی رمان Die Lücken در سایت انتشارات Kiepenheuer & Witsch: https://www.kiwi-verlag.de/buch/shida-bazyar-die-luecken-9783462005011
۲. صفحه رسمی فهرست بلند جایزه کتاب آلمان ۲۰۲۶ و معرفی آثار نامزدها: https://www.deutscher-buchpreis.de/nominiert/
۳. اطلاعات رسمی درباره جایزه کتاب آلمان، شیوه انتخاب و مبلغ جایزه: https://www.deutscher-buchpreis.de/der-preis/
۴. اعلام رسمی بیست رمان فهرست بلند سال ۲۰۲۶: https://www.deutscher-buchpreis.de/news/eintrag/das-sind-die-20-nominierten-romane/
۵. کتابچه رسمی نمونهخوانی Deutscher Buchpreis 2026: Die Nominierten – Leseproben: https://www.deutscher-buchpreis.de/news/eintrag/nominierten-leseproben-2025/
۶. اطلاعات رسمی جلسات Blind-Date-Lesung و لیست برنامههای کتابخوانی نویسندگان نامزد: https://www.deutscher-buchpreis.de/news/eintrag/die-nominierten-live-erleben/








