می‌نویسیم با فریاد: نه به جنگ، نه به اعدام

گزارش تازه روزنامه گاردین از موج جدید اعدام‌ها در ایران خبر می‌دهد که بسیاری از آنها در سکوت کامل، بدون اطلاع قبلی به خانواده‌ها و حتی بدون تحویل پیکر اعدام‌شدگان انجام شده است. از ماه مارس تاکنون دست‌کم ۲۴ نفر اعدام شده‌اند و تنها در دو روز اخیر شش مورد گزارش شده است. خانواده‌های بسیاری از اعدام‌شدگان تنها پس از اجرای حکم از مرگ عزیزانشان مطلع شده‌اند و با تهدید، آزار و فشارهای امنیتی روبه‌رو بوده‌اند تا درباره شکنجه‌ها و اعدام‌ها سکوت کنند.

بر اساس گزارش دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد (OHCHR) بسیاری از بازداشت‌شدگان قربانی بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه، رفتارهای ظالمانه و تحقیرآمیز از جمله اعترافات اجباری (که گاه از تلویزیون پخش می‌شود) و اعدام‌های نمایشی شده‌اند.

در همان حال سازمان ملل اعلام کرده که دسترسی به اینترنت یکی از طولانی‌ترین قطعی‌های ثبت‌شده در جهان است و به محرومیت مردم از اطلاعات حیاتی، خاموشی صداهای مستقل و تشدید بحران انسانی و اقتصادی انجامیده است.

در این میان دوگانه‌ای را پدید آورده‌اند: اگر مخالف جنگی، نیروهای مرتجع در اپوزیسیون اعدام‌‌ها را پیش می‌کشند. اگر در مخالفت با اعدام حرفی بزنی، ارتجاع داخلی مسأله جنگ را پیش می‌کشد. ما می‌خواهیم آن صدای سوم باشیم. می‌نویسیم با فریاد: نه به جنگ، نه به اعدام و یک گام هم فراتر می‌رویم و می‌گوییم نه به سانسور.

نباید فراموش کرد این مردم هستند که نقش اصلی را در شکستن این دوگانهٔ مرگبار بر عهده دارند؛ مردمند که می‌توانند با فریاد جمعی خود، هم از جنگ و هم از اعدام عقب بنشینند و اجازه ندهند خشک‌مغزان دو سوی میدان، صدای حقیقت را به سود خود مصادره کنند. مردم با پیوند زدن مخالفت با جنگ به مخالفت با اعدام و سانسور، ثابت می‌کنند که وجدان بیدار بشری، هرگز در دام «یا این یا آن» گرفتار نمی‌آید. کارهایی که مردم می‌توانند انجام دهند:

۱. شکستن دوگانهٔ دروغین:

مردم می‌توانند آگاهانه از افتادن در این دام طفره بروند. نیازی نیست بین مخالفت با جنگ و مخالفت با اعدام یکی را انتخاب کنیم. وجدان انسانی ظرفیتِ «نه» گفتن به هر دو خشونتِ ساختاری را دارد.

۲. پناه نبردن به سانسور به بهانهٔ مبارزه با جنگ:

مردم می‌توانند دقیقاً جای مخالفت با سانسور بایستند: سانسور، چه از سوی حکومت و چه از سوی گروه‌های مخالف، راه را برای جنایت‌های بعدی هموار می‌کند.

۳. همبستگی فراملی:

مردم در دیاسپورا و داخل کشور می‌توانند بدون سقوط در اتهام‌زنی‌های متقابل، بر محور «نه به جنگ، نه به اعدام» متحد شوند. این شعار، مرزهای ایدئولوژیک معمول را کنار می‌زند و بر ارزش‌های بنیادین انسانی تأکید دارد.

۶. مطالبهٔ شفافیت و حقوق اولیه:

خانواده‌های قربانیان با تهدید و فشار روبه‌رو هستند. مردم می‌توانند با ایجاد کمپین‌های همبستگی (حتی در سطح نمادین) از آنها حمایت کنند و حق دسترسی به پیکر عزیزان، حق اطلاع قبلی و حق محاکمهٔ عادلانه را مطالبه کنند.

۷. پرهیز از ابزاری کردن رنج دیگران:

مهم‌ترین نقش مردم، اخلاقی‌ترین نقش است: اینکه رنج اعدام‌شدگان و جنگ‌زدگان را برای پیشبرد دستور کار گروه خود مصادره نکنند. صدای سوم، صدایی است که از ابزارشدن قربانیان جلوگیری می‌کند.

ما می‌خواهیم همگام با مردم آن صدای سومی باشیم که هم با اعدام و هم با جنگ و هم با اعمال سانسور مخالف است.

بانگ در این راه در یک حرکت ادبی سه داستان در اعتراض به اعدام منتشر می‌کند. این داستان‌ها که از ادبیات کلاسیک و مدرن کلاسیک جهان انتخاب شده‌اند عبارت‌اند از:

  • ماجرای پل آول کریک
  • یک حلق‌آویز نوشته جورج اورول
  • اعدام پیر بوزوخوف از جنگ و صلح لئو تولستوی

و در ادامه این حرکت ادبی از نویسندگان ایرانی دعوت می‌کنیم داستان‌ها و مقالات و دل‌نوشته‌‌های خود در اعتراض و مخالفت با اعدام را برای ما بفرستند. این آثار در دوسیه‌ای با عنوان می‌نویسیم با فریاد: نه به جنگ، نه به اعدام منتشر می‌شوند.

نشریه ادبی بانگ

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی