بررسی و تحلیل خاطرات زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی در سال‌های دهه ۱۳۶۰ با صدا و اجرای بهروز شیدا

بهروز شیدا در اینجا خاطرات زندانیان سیاسی دهه ۱۳۶۰ ایران را تحلیل می‌کند. می‌شنوید با صدای گرم و اثرگذار او.

شیدا استدلال می‌کند که «مدلول استعلایی» این خاطرات، خودِ «درد» است. او وسعت این درد را فراتر از درک خودآگاه و ناخودآگاه انسان می‌داند و خاطرنشان می‌کند که گاه شدت آن چنان است که بازماندگان نیز تمام ماجرا را به یاد نمی‌آورند. به باور شیدا، این متن‌های بلند هم صحنه احضار درد و هم جست‌وجوی درمان هستند و از تقابل میان «نکبت جهان قدرتمداران» و «تصویر سیمای دوست» رنگی مشترک می‌گیرند. او عناصر اصلی این رنگ مشترک را «فراموش‌شدگی»، «حضور مرگ»، «تنهایی تراژیک» و «نبرد حماسی» می‌داند که درآمیخته با آیین‌های عرفانی و وداعی کیخسروگونه، ساختاری منحصربه‌فرد به این خاطرات می‌بخشند.

شیدا در ادامه به مؤلفه‌های دیگری مانند شجاعت، شکنجه جسمی و روحی، هجوم به حریم جنسیت (نشانه‌ی درک مردسالارانه و سادیستی از قدرت)، نقش «توابان» (زندانیانی که با شکنجه‌گران همکاری کردند) و کابوس همیشگی مرگ می‌پردازد. او با تکیه بر مفهوم «دال استعلایی» ژاک لاکان، نتیجه می‌گیرد که در این خاطرات، «دال درد» در مدلول‌های مشترکی چون فراموش‌شدگی، خشم، وداع، شجاعت و تنهایی تجلی می‌یابد؛ به‌گونه‌ای که «مدلول استعلاییِ درد» خودِ آن درد است با تمام تجلیاتش: جان‌های افسرده، بغض‌های شکفته، زخم‌های سوزان و معصومیت‌هایی که آوای اندوه و غرور سر می‌دهند. به گفتۀ او، این درد، «ترجیع‌بند شعر یک نسل» است که در گوش نسل‌های بعد تکرار می‌شود.

این جستار پیش از این در دوسیه نه به اعدام منتشر شده است.

در همین زمینه:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی