این ویدیو با سبک مینیمالیستی «تاکینگ هد» و حذف هرگونه حرکت یا عنصر بصری اضافی از تازهترین ساختههای قاضی ربیجاوی است.(ارائه شده توسط پدرام انصاری. تدوین: عابد گلنام)
متن گفتار درونی:
نه. نمیخوام بدون آخرین فریاد انداخته بشم توی چاله. من که داخل این کیسهٔ سیاه تنگ پلاستیکی هستم و دستهام از دو طرف چسبیده به پاهام و زیپ کیسه بسته تا بالای سرم. لای انبوه کیسههای زیاد پراکنده روی سیمان سرد این سالن بزرگ. لطفاً یکی از شما زندهها که همین اطراف پرسه میزنید، زیپ روی صورتم رو پایین بکشی تا لبهام آزاد بشن و من بتونم آخرین پیام خودم رو فریاد بزنم. من. من دیگه درد ندارم. اگرچه از زخم گلوله روی سینهام خون میچکد هنوز. من یکی بودم لای انبوه دیگران توی خیابان. توی خیابونا. که یهو با لبخندش به طرفم دوید. منم به طرفش دویدم. اون میاومد با اون موهای سیاه بلندش توی باد. اما شلیک یک گلوله به سینهم منو انداخت روی زمین. قبل از اینکه صدامو بشنوه. حالا لطفاً یکی از شما زندهها، زیپ کیسهم رو پایین بکشه تا لبهام آزاد بشن. برای فریاد: دوستت دارم. دوستت دارم.
روایت شناسی:
ربیحاوی در این اثر فضایی میسازد که زمینه را برای پخش وصیتنامهٔ ضبطشدهٔ یک جانباخته در اعتراضات دی ۱۴۰۴ فراهم میآورد. تضادی که بین صدای آرام جانباخته و محتوای سرشار از خشونت وجود دارد، یک تنش دراماتیک ایجاد میکند. یک نفر که در جریان اعتراضات دیخونین جان خود را از دست داده با ما حرف میزند و همین امر، متن را به محدودهٔ ادبیات غیاب میبرد. در همان حال ارجاعات به کشتار دی ۱۴۰۴، به این اثر هویتی مستند-اعتراضی میبخشد و آن را از یک تکگویی شخصی به روایتی جمعی از ناپدیدشدن در انبوه کیسهها تبدیل میکند. قدرت این سبک در بیپیرایگی بصری و اعتماد کامل به کلام و نگاه است تا مخاطب را در مقام تنها بازماندهٔ شنونده، مسئولیت ابدی شنیدن این فریاد را به دوش بکشد.








