هنر، سرمایه و طبقه: وقتی کتاب کالای اشرافی می‌شود

در ایران، آمارها تناقضی آشکار را نشان می‌دهند: سرانه مطالعه به شدت پایین است، اما تعداد عناوین کتاب‌های منتشرشده در سال رکورد می‌زند. گویی در کنار تورم اقتصادی، «تورم فرهنگی» نیز بر صنعت نشر سایه افکنده است. این پدیده در بستری رخ می‌دهد که شمار بازماندگان از تحصیل رو به افزایش است، کیفیت مدارس دولتی رو به افول گذاشته و شکاف امکانات آموزشی میان مرکز و حاشیه روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود.
خواندن از یک عادت همگانی به کالایی ممتاز و گاه لوکس تبدیل شده و آموزش عمومی، به جای کاهش نابرابری، خود به ابزاری برای بازتولید آن بدل گشته است. در چنین فضایی، افزایش شمار کتاب‌ها نه نشانه‌ای از شکوفایی فرهنگی، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از دوگانگی ساختاری جامعه است؛ از یک سو انبوه عناوین در ویترین کتابفروشی‌ها خودنمایی می‌کنند، اما از سوی دیگر دسترسی به خواندن عمیق و نقادانه همچنان امتیازی برای اقلیتی است که از آموزش باکیفیت و فراغت برخوردارند. یونسونگ کیم در مقاله‌اش این فرآیند را توضیح می دهد:

یونسونگ کیم[1] در مقاله‌ای، پیوند میان هنر، سرمایه‌داری و مناسبات طبقاتی را واکاوی می‌کند و بحران کنونی خواندن را نه صرفاً یک مسئله فرهنگی، بلکه عرصه‌ای برای بازتولید شکاف‌های اجتماعی می‌داند. او با ارجاع به پیر بوردیو، نظریه‌پرداز فرانسوی، یادآور می‌شود که سلیقه‌ی فرهنگی همواره بازتابی از جایگاه طبقاتی بوده است: نقاشی‌های نفیس در انحصار ثروتمندان، عکاسی در اختیار طبقه‌ی متوسط، و کمیک‌ها در دسترس طبقات پایین‌تر قرار دارند. در آمریکا، این سلسله‌مراتب با اسطوره‌ی شایسته‌سالاری پوشیده شده‌اند، اما کیم معتقد است که سیاسی‌سازی ذائقه‌ی فرهنگی، ماهیت تصنعی این ترجیحات را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد که ذائقه چیزی جز حاصل شرطی‌شدگی اجتماعی نیست.

در فضای کنونی، کتابخوانی به فعالیتی نادر و ممتاز تبدیل شده است؛ تا بدان حد که مطالعه‌ی دو کتاب در سال، فرد را در زمره‌ی گروهی در حال انقراض قرار می‌دهد. در برابر این افول، برندهای لوکسی چون لوئوه، میو میو، شنل و پرادا، با راه‌اندازی باشگاه‌های ادبی و انتشار کتاب‌های نفیس، خواندن را به کالایی اشرافی بدل کرده‌اند. این اقدامات، هرچند در ظاهر ترویج فرهنگ هستند، اما در عمل، روایت‌های تاریخی و فرهنگی را در انحصار نهادهایی قرار می‌دهند که ریشه‌های استعماری و سرمایه‌داری دارند.

کیم تأکید می‌کند که این پدیده، هم‌سو با منطق طبقاتی بوردیو، مرزهای جدیدی برای تمایز اجتماعی ترسیم می‌کند؛ چنانکه گویی آشنایی با ارجاعات ادبی مد روز، نشانه‌ی تعلق به طبقه‌ی بالا خواهد بود.

کیم با اشاره به تاریخچه‌ی کتابخانه‌سازی در آمریکا، نشان می‌دهد که این روند ریشه‌ای کهن دارد. اندرو کارنگی، که به‌عنوان «پدر کتابخانه‌های عمومی» شناخته می‌شود، پس از سرکوب اتحادیه‌های کارگری، به شهرهای تحت‌کنترل خود کتابخانه اهدا می‌کرد، اما با این شرط که تنها شامل «دانش مفید» باشد. او کارگران را به آموزش عملی تشویق می‌کرد و ادبیات کلاسیک و علوم انسانی را «غیرعملی» می‌دانست، در حالی که خود با روشنفکرانی چون مارک تواین معاشرت داشت. این دوگانگی، نمونه‌ای آشکار از مهندسی فرهنگی برای حفظ نظم طبقاتی است؛ دانش برای کارگران باید ابزاری و محدود باشد، در حالی که تعمق و خلاقیت، امتیازی برای صاحبان سرمایه باقی می‌ماند.

امروز نیز گفتمان «مفیدگرایی» در سیاست‌های آموزشی، همراه با کاهش بودجه‌ی علوم انسانی و گسترش فناوری‌های سطحی، به حاشیه‌راندن خواندن عمیق دامن می‌زند. کیم خاطرنشان می‌کند که در مدارس نخبگان سیلیکون ولی، رویکردهایی مانند آموزش والدورف با کمترین استفاده از فناوری رواج یافته است؛ یعنی طبقه‌ی بالا فرزندان خود را برای تسلط بر سرمایه‌ی فرهنگی تربیت می‌کند، در حالی که طبقات پایین‌تر به مصرف محتوای زودگذر و «همیشه آنلاین» عادت داده می‌شوند. این شکاف، نشان می‌دهد که بحران کتابخوانی، نه افول سلیقه، که نتیجه‌ی مستقیم سیاست‌های نئولیبرال و نابرابری در دسترسی به آموزش و فراغت است.

کیم در پایان، بر ضرورت تحلیل طبقاتی تأکید می‌‌کند و آن را نه دستورالعملی اخلاقی، بلکه ابزاری برای درک واقعیت‌های اجتماعی می‌داند. او معتقد است که طبیعی‌سازی باور به «استثناهای فردی»، ساختار نابرابری را پنهان می‌کند و به تداوم آن دامن می‌زند. راه برون‌رفت از این وضعیت، اجتماعی‌سازی گسترده‌ی هنر و فرهنگ و بازتعریف مفهوم «مفیدبودن» است؛ اقدامی که در فضای فعلی «غیرعملی» و «پرهزینه» جلوه می‌کند، اما برای ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر، اجتناب‌ناپذیر است. به‌قول لورنزو کوم‌بوا اروین، کتاب سلاحی توانمند است و باید از آن برای دفاع از ذهن و استقلال استفاده کرد.

پانویس:

[1] یونسونگ کیم (Eunsong Kim) شاعر، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه است. او استاد دانشکده انگلیسی دانشگاه Northeastern در آمریکا است و تحقیقاتش عمدتاً بر نقد سرمایه‌داری نژادی، استعمار، مطالعات دیجیتال انتقادی و سیاست‌های فرهنگی متمرکز است.

از آثار مهم او می‌توان به کتاب شعر Gospel of Regicide (۲۰۱۷) و کتاب پژوهشی اخیرش The Politics of Collecting: Race and the Aestheticization of Property (۲۰۲۴) اشاره کرد که به بررسی رابطه نژاد، مالکیت و نهادهای هنری می‌پردازد. کیم برنده جوایز و بورسیه‌هایی مانند Ford Foundation Fellowship و Andy Warhol Arts Writers Program نیز هست.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی