حورا یاوری: «بازخوانی زندگی در آینه تاریخ» – درباره کتاب «خاطرات من» نوشته پرتو نوری‌علا

این متن به قلم حورا یاوری، محقق و منتقد ادبی، درباره کتاب خاطرات من اثر پرتو نوری‌علا (نشر آسمانا) است. این نوشته پیش‌تر به‌عنوان پیامی مکتوب برای جلسه رونمایی کتاب خاطرات من ارسال شده بود و پس از برگزاری آن جلسه، با اندکی حک‌واصلاح توسط مولف، برای انتشار در مجله بانگ ویرایش شده است.

کتاب خاطرات من نوشته پرتو نوری علا‌ روایتی است موثر و سنجیده، به نثری روان و روشن و دلنشین، از رویدادهای زندگی نویسنده و فضای عمومی فرهنگ و تاریخ معاصر ایران. کتاب خاطرات من از جهات بسیار قابل تامل است و درباره آن بسیار می‌توان نوشت. نام‌ها و آدم‌ها و اندیشه‌هایی که در سیر رویدادهای کتاب نقشی دارند، هر یک به گونه‌ای در گذر ایران و ادب و فرهنگ ایران از مرحله وابستگی به سنت‌های گذشته به مرحله تحول‌ها و دگرگونی‌هایی که از مشخصات دوران مدرن است نقش موثری به عهده داشته‌اند، نام‌ها و اندیشه‌هایی که خوانندگانی را که پا‌به‌پای آن‌ها از خلال این سال‌ها گذر کرده‌اند به‌آسانی رها نمی‌کنند، در کنار آن‌ها به گذشته‌های دور سفر می‌کنند، و بازنگری رویدادهای رفته را آموختنی‌تر و ضروری‌تر می‌کنند.

اگرچه در چند دهه اخیر نوشتن زندگینامه و کتاب‌های خاطرات در ایران گسترش و رونق قابل‌توجهی یافته است، اما پیوند و حضور همزمان رویدادهای زندگی نویسنده و آن‌چه در صحنه اجتماع و تاریخ می‌گذرد در متن، که از بارزترین ویژگی‌های کتاب خاطرات من است، در شمار پدیده‌هایی است که از عمر آن در فرهنگ ما زمان زیادی نمی‌گذرد، و هنوز در بسیاری از این نوشته‌ها از زندگی یگانه و جدا از دیگران زیسته نویسنده و کشمکش‌های درونی او نشانی نمی‌بینیم.

کتاب خاطرات من با یادآوری سال‌های کودکی و نوجوانی نویسنده و بازنگری افت‌وخیزهایی که این سال‌ها را به بزرگسالی او پیوند می‌دهد آغاز می‌شود، و در شمار معدود زندگی‌نامه‌هایی است که در سال‌های اخیر منتشر شده‌اند و در آن‌ها داستان زندگی نویسنده به موازات رویدادهای سیاسی و فرهنگی و ادبی روزگار پیش می‌رود، و در بازنگری و یادآوری سال‌های کودکی و بزرگسالی نویسنده میان تجربه‌های درونی و رویدادهای بیرونی پیوندی آشکار به چشم می‌خورد.

سیر روایی این دفترچه‌های خاطرات و زندگی‌نامه‌ها نشان می‌دهد که نویسندگان آن‌ها فراز و نشیب تحولات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را پشت سر نهاده‌اند، و با مرحله تازه‌ای از زندگی و تاریخ روبه‌رو شده‌اند؛ و می‌دانند که به جای نکوهیدن آسمان باید با زندگی به عنوان یک رویداد یگانه غیرقابل‌تکرار کنار بیایند؛ به سخن دیگر، به جای سرنوشت با سرگذشت کلنجار می‌روند، و به جایی و به لحظه‌ای رسیده‌اند که خاستگاه همه زندگی‌نامه‌ها و کتاب‌های خاطرات است، لحظه‌ای که بازنگری روزها و رویدادهای رفته را ناگزیر می‌کند، تجربه‌های درونی را به رویدادهای بیرونی پیوند می‌دهد، و راه پرفراز‌ونشیب نوشتن روایت زندگی از آن آغاز می‌شود.

کتاب خاطرات من فضای به زبان آمدن پرسش‌هایی است که سایه آن‌ها سالیان دراز بر ذهن و روان نویسنده سنگینی کرده است. نویسنده کتاب هم پرسشگر است هم پاسخگو. می‌خواهد بداند که میان آن‌چه در دیروز گذشته و آنچه در امروز می‌گذرد چه پیوندی هست؛ بارها و بارها از خودش فاصله می‌گیرد، دیروز و امروز را به هم می‌آمیزد، درستی‌ها و نادرستی‌ها، کمی‌ها و کاستی‌های آن را می‌سنجد، روزهایی را که زندگی لبخند می‌زده در کنار روزهایی می‌نشاند که آسمان زندگی تیره و تار بوده، و پیوند همه این افت‌وخیزهای درونی را با شبکه درهم‌تافته ارزش‌ها و دگرگونگی‌هایی که مشخصه روزگار اوست پررنگ می‌کند، و به سخن دیگر، روبه‌روی آیینه‌ای می‌نشیند که آیینه زندگی اوست، در تصویری که آیینه به او نشان می‌دهد می‌نگرد، شناختن زندگی و جهان را از شناختن و کاویدن درون خودش آغاز می‌کند، و نارضایی‌های گاه‌به‌گاه خودش را از راه‌های ناشناخته‌ای که پیموده و حقیقت‌های نیندیشیده‌ای که به آن‌ها دل سپرده به زبانی ساده و بی‌تکلف به صفحات کاغذ می‌سپارد و با خواننده در میان می‌گذارد.

نویسنده کتاب خاطرات من دیگر از سایه گذشته‌ای که میان پذیرش و نکوهش رویدادهای زندگی تاب می‌خورده رها شده، و از اوجی به زندگی و آن‌چه بر زندگی گذشته نگاه می‌کند که دستیابی به آن در حکم نوعی تجربه وجودی است، تجربه‌ای که گرد‌وغبار یادهای گذشته را می‌زداید و دیروز و امروز را همزمان می‌کند؛ تجربه‌ای که فاصله‌ها را در می‌نوردد، از تفاوت‌ها در می‌گذرد، و شباهت پدیده‌ها و رویدادها را پررنگ‌تر نشان می‌دهد؛ تجربه‌ای که معنای همه چیز از جمله معنای انسان و حقیقت زندگی را دگرگون می‌کند، و دستیابی به آن خاستگاه همه زندگی‌نامه‌هایی است که گذر زمان را تاب آورده‌اند و در حافظه جمعی فرهنگ‌ها ماندگار شده‌اند.

کتاب خاطرات من، برخلاف بسیاری از کتاب‌های مشابه خیال تسویه‌حساب با کس دیگری ندارد، حقیقتی را جانشین حقیقتی دیگر نمی‌کند، سودای بیرون کشیدن معناهایی از گذشته را که با پذیرش‌ها و گزینش‌های امروز سازگارتر است در سر ندارد، با معیارهایی که خودش میزان کرده به داوری زندگی دیگران نمی‌نشیند، با هر بار خوانده شدن معناهای تازه‌ای را با خواننده در میان می‌گذارد و راه خواننده را در سنجش و ارزیابی رویدادهای اجتماعی و فرهنگی هموارتر می‌کند؛ دستاورد بزرگی که سپاس بیشتری از نویسنده را موجب می‌شود.

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی