روایت‌ها

روایت‌ها

حسن حسام: گفت‌وگو در سحرگاهی نمناک

طناب سر افکنده گفت: طعنه می‌زنید چرا، بافتند مرا ، بافتند، با دستانِ سربازانِ امام زمان، از الیاف آیات الهی، آنگاه مرگ، پیروز و مست، هماوازِ طناب، میدان گرفت: و روحِ مرا در طناب تنیدند تا پهلوان‌کُش شود

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

«گلوله به‌جای شناسنامه»، قتل حکومتی محمداقبال شهنوازی نائب‌زهی به روایت روژان کلهر

محمداقبال شهنوازی نائب‌زهی متولدِ بیستم دی ماه ۱۳۸۵ که هیچ‌شناسنامه‌ای ندارد و هشتم مهرماه ۱۴۰۱ با اصابت مستقیم گلوله جنگی کشته می‌شود؛ بدونِ گواهی فوت و بررسی و کالبدشکافی، نهم مهرماه در سکوتِ کامل دفن می‌‌شود. گلوله‌ای که قلب محمداقبال را می‌شکافد، شناسنامه‌اش می‌شود.

ادامه مطلب »
Elyad_Rahmanipour2
بانگ - نوا

بهروز شیدا: «ایلیاد ما رفته است» – خوانش تکه‌هایی از فاجعه‌ی قتل ایلیاد رحمانی‌پور در چند خط

ایلیاد خودکشی نکرده است. مرگ‌سرشتان جمهوری‌ی اسلامی او را کشته‌اند. ایلیاد سترگ تن‌آوری است که روایت مرگ‌اش تحریف می‌شود؛ چرایی‌ی یغمای جان جویای بلندایش.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

روژان کلهر: کاروانی که قهرمان جهان شد

مادر گویی از خود بی‌خود شده باشد؛ مست باشد و در این دنیا نباشد، بر پیکر بی‌جان پسرش بوسه می‌زند، آخرین بوسه‌هایش را، در میانه‌ی جمعیتی که پر از خشم و نفرت فریاد می‌کشند که «شه‌هید نامری» .

ادامه مطلب »
سیاوش محمودی، پوستر: ساعد
بانگ - نوا

بهروز شیدا: سیاوش ما رفته است – خوانش تکه‌هایی از فاجعه‌ی قتل سیاوش محمودی در چند خط

سروجان سیاوش به تیر مرگ‌سرشتان جمهوری‌ی اسلامی برباد می‌رود. فریاد سوزان مادر اما حکم خفا نمی‌خواند. سیاوش سوار از آتش‌ گذشته‌ای است که پُرطراوت تن‌اش به تیر تاخت‌کُشان به‌ خاک می‌افتد.

ادامه مطلب »
روایت‌ها

افسانه خاکپور: توماج گفت لعنت بر فساد لعنت بر استبداد

توماج صدای کارتون‌خواب‌ها، کولبران و کودکان کار، فریاد بلند سال‌های فروخفته در خوف، صدای محکومین بدار، صدای پابرهنگان و فغان گرسنه‌گان، صدای داد و انزجار از استبداد، بیزار از ظلم پیران درنده‌خو.

ادامه مطلب »
Elyad_Rahmanipour2
بانگ - نوا

اسفندیار کوشه: ایلیاد پسر ارسلان

پسرک در پس‌زمینه، پشت به دیوار پاهایش را بغل کرده و نگاهش را به سمت ابدیتی مبهم دوخته بود. چند دراژه‌ی قرص کنارش افتاده بود و چند تا لیوان یک‌بار مصرف. یک رهگذر بودم که از اقبال بد داشتم از کنار ترمینال می‌گذشتم.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

چشم دیو زیر پای اسرا – داستان اسرا پناهی به روایت سودابه. ر

اردبیل مثل همیشه سرد بود. تا آن‌وقت دیگر همه می‌دانستند که دختری کشته شده است و خونشان به جوش آمده بود. دختری از جنس خودشان با آرزوهای خودشان و به همان زیبایی که بچه و بزرگ، زن و مرد، پسر و دختر تجسمی از زیبایی در ذهن داشتند. یک زیبایی بی‌نهایت معصوم.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا:امید ما رفته است، خوانش تکه‌هایی از فاجعه‌ی قتل امید سارانی در چند خط

امید سارانی، پسر سیزده ساله، یکی از بسیارانی است که به تیر مرگ‌سرشتان جمهوری‌ی اسلامی در نمازگاه کشته می‌شود. او شوقی است که پیش از آن‌که مقصود بیابد، زیر دندان مرارت‌تباران جویده می‌شود؛ مرادجویی که به شلیک نامرادی‌خوانان جان می‌دهد. تکه‌هایی از فاجعه‌ی قتل امید را در چند خط بخوانیم.

ادامه مطلب »
2pBrwYU
روایت‌ها

۱۴۰۱: سال ریزش

سال ۱۴۰۱ با پخش سرود «سلام فرمانده» از صدا و سیمای جمهوری اسلامی آغاز شد، به ریزش متروپل و اعتراضات خوزستان رسید و سپس با بگیر و ببندهای گشت ارشاد در تابستان ادامه یافت و سرانجام به اعتراضات شهریور انجامید که به یک موقعیت انقلابی بدل شد. رویدادهای ۱۴۰۱ در یک نگاه:

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

«سگ‌ها در خیابان»: داستان نیما شفق‌دوست به روایت اسفندیار کوشه

بیست و سوم مهرماه،  چند روز پس از کشته شدن اصلان، همه در اتاق فرماندهی جمع شده بودیم. روی نقشه‌یی که بر دیوار رییس ناحیه‌ی انتظامی برجسته‌تر از هرچیز دیگر به نظر می‌آمد، پر از سوزن‌های ته‌گرد رنگی بود. شلوغی‌ها از کنترل خارج شده و وارد یک مرحله‌ی تازه شده بود.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا: اسرای ما رفته است -خوانش تکه‌هایی از فاجعه‌ی قتل اسرا پناهی در چند خط

اسرا پناهی، دختر پانزده ساله، ۲۰ مهرماه ۱۴۰۱ در حمله‌ی مرگ‌سرشتان جمهوری‌ی اسلامی به دبیرستان شاهد در شهر اردبیل کشته می‌شود. اسرا اشک اندوه از رنج زخم‌ها و خواست پرشور التیام است که زخم مرگ نصیب می‌برد؛ به دام ریسمان رنج‌بافان می‌افتد.

ادامه مطلب »