جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

بانگ - نوا

شعری از آزاده طاهایی

شاعر در این شعر، برای فریاد جنوب ایران در برابر ویرانی‌های ناشی از جنگ زبانی شاعرانه می‌یابد: جنگ در شعر طاهایی نه‌تنها طبیعت و دریا را زخمی کرده، بلکه حیات روزمرهٔ مردم را با تصاویری از خون، نفت، لنگرهای شکسته و مادرانی که خلیج همیشه آن‌ها را تعقیب می‌کند، به سوگ و سکوت کشانده است. شاعر تراژدی انسانی و زیست‌محیطی این منطقه را به تصویر می‌کشد و در همان حال، با تکرار بر حقِ روایتگری و به‌زبان‌آوردن این رنج تأکید دارد؛ گویی تنها راه مقاومت در برابر این فاجعه، گواهی دادن و نادیده‌نگرفتن زخم‌های عمیقی است که بر پیکر جنوب و ساکنانش وارد آمده است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

امیر احمدی آریان: جنگ جنوب

نویسنده در این جستار که به زبان انگلیسی در نشریه معتبر The New York review of books منتشر شده و اکنون در بانگ با اجازه او به فارسی منتشر می‌شود می‌گوید که جنگ کنونی فقط یک درگیری نظامی نیست، بلکه بازتولید الگوی تاریخی استثمار دوگانه (داخلی و خارجی) است که جنوب ایران همواره قربانی آن بوده است. امیر احمدی آریان با پیوند زدن بمباران‌های فعلی به میراث استعماری و فولکلور بومی، نشان می‌دهد که جنوب همچنان صحنه‌ی نبرد دیوهای آشنا (حکومت مرکزی) و ناآشنا (آمریکا) است و مردم آن، تنها کسانی هستند که بهای واقعی این کشمکش‌ها را با پوست و استخوان خود می‌پردازند.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

رسول عظیمی: برایم از جنگ نگو…

شاعر در این شعر با زبانی عمیقاً احساسی و دردناک، از ترس مداوم جنگ و سایه‌ی مرگ بر زندگی روزمره سخن می‌گوید. او از مخاطبش (عشق یا همسر) می‌خواهد که دیگر از جنگ نگوید، مرزها را فراموش کند و به جای یادآوری ویرانی، او را به لحظه‌های ساده و زنده‌ی زندگی دعوت کند.

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل- نسرین الف جعفری: لانه‌ی روباه

راوی در میان انبوهی از خشونت، فقدان، و سرکوب‌های فردی و جمعی از مرگ پدر تا کشتارهای خیابانی و جنگ‌های بی‌پایان کوشش می‌کند با روایت و زبان، حفره‌های ناپیدای وجود را پر کند؛ اما در این مسیر، خودِ زبان هم می‌شکند، به اتل‌متل‌های کودکانه فرو می‌کاهد و راوی را میان وظیفه‌ی شهادت‌دادن و درماندگی در برابر هیولای تاریخ، تنها می‌گذارد.

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل – نوشین وحیدی: «فرود»

حرف اصلیِ نویسنده در این داستان، نه درباره‌ی خودِ جنگ، که درباره‌ی «ماهیتِ رنجِ معاصر و زیستن در بحرانِ ممتد» است. بزرگ‌ترین مصیبتِ شخصیت‌ها، خودِ انفجارها نیست، بلکه «وضعیتِ انتظار» و «معلقی» است که بین دو انفجار رخ می‌دهد و این هم البته هست که  در بحران، آدم‌ها از همه‌چیز بی‌خبر می‌شوند؛ جز از دردِ همدیگر.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: شکار یا شکارچی

در دوسیه ضد جنگ بانگ: در این داستان جنگ نه با انفجارها، که با «نگاه» و «فیلم» و «دوربین» روایت می‌شود. در این داستان، مرز میان قربانی و جلاد، تماشاگر و بازیگر، و شکار و شکارچی چنان محو می‌شود که خواننده تا پایان نمی‌داند «چه کسی چه کسی را می‌بیند».

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

شعری از ماندانا کنت – روز یازدهم جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران (با صدا و اجرای شاعر)

در این شعر، هسته‌ی مرکزی «تناقض زیستی در وضعیت اضطراری» و «برساختی بودن مفاهیم در بحران» است. شاعر با تکرار و بازی با واژه‌ی «پلاستیکی»، نشان می‌دهد که در دل جنگ و بمباران تنها ابزارها و نمادهای در دسترس، صوری و ساختگی‌اند: فیل پلاستیکی، برف تصنعی، حق‌های پلاستیکی. با این حال، همین اشیاء و مفاهیم مصنوعی، تنها پناهگاه ممکن برای بقا، اعتراض، ابراز وجود و حتی ابراز عشق هستند.

ادامه مطلب »
داستان

از تجربه تا تخیل – فریبا حاج‌دایی: تا اطلاع ثانوی

صدای انفجارها خوابیده، اما بوی آن هنوز در خانه مانده است. نه بوی دود، که بویِ یک اضطرابِ بی‌جسم؛ چیزی که مثل دودِ غذایی پخته‌شده در پرده‌ها و گوشه‌های ذهن جا خوش کرده و هر بار که فکر می‌کنی رفته، دوباره برمی‌گردد. زندگی ادامه دارد، اما ادامه‌اش مثل راه رفتن در خانه‌ای است که هنوز شیشه‌هایش می‌لرزد.
این متن، روایتِ دقیق و شاعرانه‌ای است از حالتی که بسیاری از ما در این روزها تجربه می‌کنیم: حالتی میانِ «زندگی معمولی» و «منتظر ماندن». جایی که زمان، مثل صفحهٔ سفیدِ روبه‌روی نویسنده، ایستاده و هیچ کلمه‌ای جرأتِ آمدن ندارد.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

قاضی ربیحاوی: نه!

نه! در جنگ فقط انسان نیست که قربانی می‌شود و مرگ او غم‌انگیزترین مرگ نیست. چه کسی می‌داند در هر انفجار چند غنچه‌ی در انتظارِ شکفتن، در کاسبرگِ بسته‌ی خود زنده در گور می‌سوزند؟ د

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

وحید داور: آواز پرّ جبریل (۱۳۵۹-۱۴۰۵)

در این شعر، راوی از نسلی سخن می‌گوید که با وجود کودکی و ناباوری، درگیر جنگی بی‌امان شده است. حرف اصلی شعر، روایت از دست دادن بی‌گناهی و تبدیل شدن فضاهای آشنا و بازی‌های کودکانه به عرصه‌ای از خشونت و مرگ است؛ چنانکه «دشمن» چنان فراگیر می‌شود که حتی از ساده‌ترین لذت‌های زندگی نیز پیشی می‌گیرد.این شعر در دوسیه ضد جنگ بانگ منتشر می‌شود.

ادامه مطلب »
دوسیه

می‌نویسیم با فریاد: نه به جنگ، نه به اعدام

دوگانه‌ای را پدید آورده‌اند: اگر مخالف جنگی، در دیاسپورا، نیروهای مرتجع در اپوزیسیون اعدام‌‌ها را پیش می‌کشند. اگر در مخالفت با اعدام حرفی بزنی، ارتجاع داخلی مسأله جنگ را پیش می‌کشد. ما می‌خواهیم آن صدای سوم باشیم. می‌نویسیم با فریاد: نه به جنگ، نه به اعدام و یک گام هم فراتر می‌رویم و می‌گوییم نه به سانسور.

ادامه مطلب »
داستان

ن. از شیراز: این روزهای ما

نویسنده با زبانی ساده و لحنی صمیمی (حتی وقتی بمب نمی‌بارد) نشان می‌دهد که «صلح منفی» دقیقاً چه شکلی است: شکلی که در آن «بوی تنباکوی برازجونی» گم می‌شود میان صدای «وُره‌ی جنگنده» و «تق‌وتق لاک‌پشت»؛ و «بابا» باز هم از «بوشهر» می‌گوید و نمی‌داند «بازگشت» چقدر غیرممکن است. این داستان، روایتِ «اینجا و اکنون» است؛ درست همان «این روزهای ما» که جنگ در آن، «تمام» نشده، فقط «نفس» کشیده – و نفس کشیدن آن، یعنی باز هم زنده ماندن ما در ترسی که دیگر حتی «قرص» هم نمی‌تواند از سرمان دور کند.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

علیرضا بهنام: جنگ که نباشد

حرف شاعر این است: پایان درگیری نظامی، جنگ را تمام نمی‌کند، فقط چهره‌اش را از بمب به «پوتین‌های بیگانه» و «پرچم‌های کرایه‌ای» و «تهدید مبهم پیوسته» تغییر می‌دهد. در این وضعیت ساختارهای خشونت و اشغال در بافت روزمره‌ی زندگی جاری می‌شوند، حتی وقتی صدای انفجاری در کار نیست. شاعر نشان می‌دهد که مرگ و فرسایش، بی‌وقفه ادامه دارد – نه در میدان نبرد، که در خیابان‌های اشغال‌شده، در مغازه‌های بسته و چنین است که «جنگ» به یک وضعیت همیشگی بدل می‌شود: «سایه می‌اندازد روی خیابان»، حتی وقتی خبری از بمب نیست.

ادامه مطلب »
از ما

نسیم خاکسار: برای برداشتن ترومپت لحظه‌ای تامل کنیم

خاکسار هشدار می‌دهد که «پیروزی بر فاشیسم، اگر با فراموشی قربانیان و دروغ‌های تازه همراه باشد، فقط فاشیسم را از شکلی به شکل دیگر منتقل می‌کند.» او می‌گوید «آمار و اعداد» قربانیان را دوباره می‌کشند؛ تنها ادبیات است که با «نام و چهره» دادن به مردگان، آن‌ها را از «توده‌های بی‌جان» نجات می‌دهد. او با اشاره به فریبکاری رسانه‌‌ای، به ما برای امروز می‌آموزد: «مواظب دروغ و فراموشی باشیم.»

ادامه مطلب »
از ما

حسن حسام: باتلاق (قطعه‌ای برای اجرا)

حسام با بهره‌گیری از قالب نمایشنامه نشان می‌دهد که چگونه جنگ‌های ارائه‌شده به نام آزادی و دموکراسی، به‌تدریج به «باتلاق» تبدیل می‌شوند. باتلاق نه برای اجرا، که برای خوانش نوشته شده است؛ و شاید همین فاصله‌ی میان صحنه و صفحه، خود بخشی از معنای اثر باشد: روایتی از جنگ که هرگز تمام نمی‌شود، چون همیشه در حال «بازخوانی» است.

ادامه مطلب »
داستان

هور: حتی قیمت نفس کشیدن هم چند برابر شده

این نوشته را نباید صرفاً به عنوان یک «متن شخصی» یا «یادداشت روزانه» خواند. این یک سندِ زنده از «ادبیات اقلیت‌ها در جنگ» است – روایتی از زنی معلول که در تهران زیر بمباران، با وابستگی به دستگاه تنفسی، با امیدی کهنه به «آزادی»، و با پرسشی که هیچ‌وقت بی‌پاسخ نمی‌ماند: «اگر بمیرم، مرا هم مثل جان‌های بی‌جان کهریزک، “جاوید نام” خطاب می‌کنند؟»

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

مریم رئیس‌دانا: یک چراغ و ترس‌بس

در خواب مادر، «همه چراغ‌ها خاموش بودند جز یکی»؛ و این «یکی» – در روزهای آتش‌بس دوهفته‌ای، در میان خانه‌های ترک‌خورده و والکر و تسبیح سبز و فلاسک چای – تمام چیزی است که مردم برای «ماندن» نیاز دارند: نه پیروزی، نه وعده بهشت، نه شعار «مرگ بر این یا آن».

ادامه مطلب »
چه خبر؟

پنج شعر از عالیا میرچی

این اشعار خشونت را نه با نمایش مستقیم، بلکه در تصویرهای استعاری و خاطره‌وار بازنمایی می کنند. شاعر از تمرکز بر «نبرد» و «پیروزی» فاصله می‌گیرد و به «روان»، «حافظه» و «احساس» نزدیک می‌شود، و با بهره گیری از طنز سیاه و پارادوکس، تصویری از جنگ جاری را به دست می دهند که نه فقط شهرها، که «هویت»، «امید» و «حافظه» ما را نیز هدف گرفته است.

ادامه مطلب »
داستان

روز آتش‌بس، روز بغض

از منظر اخلاق جنگ و صلح، موضع راوی از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست. درد او اما قابل درک است. ناامیدی از وضعیتی که نه جنگ را می‌توان برد و نه صلح را تحمل کرد، یکی از تراژیک‌ترین موقعیت‌های اخلاقی در تاریخ معاصر ایران است. پاره‌ای از یک نوشته از ایران:

ادامه مطلب »
از ما

منیره برادران: چهره ویرانگر جنگ در ادبیات

این مقاله، یک نگاه تحلیلی عمیق به داستان «زایر» نسیم خاکسار است، اما فراتر از آن، تلاشی است برای پیوند زدن تجربه‌ی جنگ در دو مقطع تاریخی متفاوت (جنگ ایران و عراق و جنگ کنونی با اسرائیل و آمریکا). نویسنده با تکیه بر مفهوم «دلبستگی به اشیا» به عنوان نماد وطن، نشان می‌دهد که جنگ نه فقط ساختمان‌ها، که «تعلق خاطر» آدم‌ها را نابود می‌کند.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

شعری از رضا باقری

رضا باقری در این شعر تلاش است با تکیه بر ایستایی، سکوت و انتظار، تأثیر روانی جنگِ تحمیلیِ چندوجهی با آمریکا و اسرائتیل را بر مردم و سرزمین ایران ترسیم می‌کند.

ادامه مطلب »