مسعود کدخدایی: روزی که ققنوس شدم

درست روز تولد شصت سالگی ام اتفاق افتاد. اما وقتی آمدم و برای زن و بچه هام تعریف کردم، خودش حکایتی شد! اول فکر کردند دارم با آن ها شوخی می کنم یا برایشان ادامه مطلب

ارسال شده در :

جواد مجابی: حوصله‌ی راه ‏رفتن

وقتى که از پناهگاه تاریک طولانى بیرون آمدم در چشم‌انداز بهاره، همه جا آبى رنگ بود با طیف نیم‌رنگ ‏هاى دل‏‌فریبش. نگاهم که از آسمان به زمین رسید از عبور ادامه مطلب

ارسال شده در :

روبر بنژه – «لیبرا» (به ترجمه عاطفه طاهایی): دیوانگی چیزی است مثل کامیون

لورپایُر خانم دیوانه است و من هم کاری نمی‌توانم بکنم. لورپایُر خانم دیوانه است و من هم کاری نمی‌توانم بکنم، هیچ‌کس کاری نمی‌تواند بکند، اگر کسی هم بتواند باید خیلی ادامه مطلب

ارسال شده در :
دسته بندی:

عاطفه طاهایی: مؤخره‌ی روبِر پَنژه بر رمان لیبِرا

گمان می‌کنم کار جذابی که تا به امروز در نوشته‌هایم کرده‌ام یافتن لحن بوده است. این مسئله‌ای‌ست مربوط به فرم و شاید همین دلیل تعلقم به جریانی باشد که به ادامه مطلب

ارسال شده در :

شهرام رحیمیان در گفت‌وگو با «بانگ»: اصرار دارند به اینکه رنج ببرند

شهرام رحیمیان در داستان «شهلا و شوهری برای سگ‌ها» می‌نویسد: «با چشم بصیرت می‌توان دید که نرمه بادى برگ‌های زرد شاخه‌ی درخت توتی را که دزدکى از بالاى دیوار خانه‌ای ادامه مطلب

ارسال شده در :

شهرام رحیمیان: سگ‌ها و شوهری برای شهلا

پس از آن روزهاى ملال‌آور و طولانى، صلات ظهر روزی از روزهای شورانگیز پاییزى، در انتهای کوچه‌ای بن‌بست، در جایی دنج و دلچسب، قصاب خیابان عزیزاباد، بسان تندیس مفرغی جنگجویان ادامه مطلب

ارسال شده در :
دسته بندی:

اسد سیف: یک عمر در سفر- زندگی و آثار آنه‌ماری شوارتسنباخ

به مناسبت صدمین سال تولد آنه‌ماری شوارتسنباخ، نویسنده، محقق، جهانگرد و هنرمندِ عکاس سوئیسی‌ آثار او دگربار در کشورهای غربی منتشر شد و نامش بر زبان‌ها افتاد. “مرگ در دوردست” ادامه مطلب

ارسال شده در :
دسته بندی:

الله ۹۹ – سرگشتگی عراقی‌ها به روایت حسن بلاسم

به تازگی رمانی از حسن بلاسم نویسنده تبعیدی عراقی که در حال حاضر در فنلاند زندگی می‌کند منتشر شده است: الله ۹۹ (به عربی: ایمیالت مترجم ایمیل سیوران ۹۹) – ادامه مطلب

ارسال شده در :

بهروز شیدا: فضاها و نمادها، نگاهی به داستان‌های غلام‌حسین ساعدی

پرداخت به داستان‌های غلام‌حسین ساعدی را می‌توان با این جمله آغاز کرد: غلام‌حسین ساعدی داستان‌نویسِ ارزشمندی است. در پاسخ به چرایی‌ی این جمله می‌توان چنین گفت: او یکی از برجسته‌ترین ادامه مطلب

ارسال شده در :