محبوبه موسوی

از ما

گوشه‌های بانگ – گوشۀ اول: «کاش ملکه اهلی شده باشد» نوشته شهلا شهابیان

شهابیان در این داستان سراغ شخصیتی آشنا رفته است؛ زن سرخپوش میدان فردوسی تهران. نویسنده با آشنازدایی از وضعیت این شخصیت، ما را با شخصیت دیگری آشنا می‌کند که سعی در کشف گریزپایی زن از همصحبتی و همرنگی با جماعت دارد.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: مثلث آب

مرد فراری، تشنه، له‌له می‌زند. تمام راه را از «گله‌دار» تا آنجا در کوه و کمر دویده. خودش را می‌بیند که در سیاهی اتاق از تشنگی چارچنگول رو به سقف چشم‌هایش باز مانده و تمام کرده. از وقتی آمدند و لنجش را گرفتند و دست بسته تحویل کلانتری‌اش دادند یک قطره آب به حلقش نرسیده.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: «تباهی در هفت روز» – ملکوتِ بهرام صادقی

آنچه مایلم در این جستار به آن بپردازم نه ارجاعات و مفاهیم فلسفی مستتر در ملکوت، بلکه شناخت و بازخوانی این اثر از طریق واقعیت داستانی خود رمان است و کاری به دیگر جنبه‌های فلسفی، اجتماعی، سیاسی و … رمان ندارم.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: قلعه

از وقتی آمده‌ام اینجا و اتاق طبقه بالای این خانه روستایی را برای کوتاه مدتی اجاره کرده‌ام، درست سه ماه می‌شود. در این مدت، جز وقت‌هایی که برای قضای حاجت یا اندک خرید مایحتاج روزانه یا حمام کردن سریعی از پشت پنجره دور شده‌ام، تمام مدت همین‌جا بوده‌ام.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

زن تخم‌مرغی نوشته لیندا. دی. کرینو و به ترجمه محبوبه موسوی در نشر مهری

زن تخم مرغی داستان زنی است که حصارهای جبر جغرافیا، فرهنگ و عادات مردمان را می‌شکند و با وجود دو بچه و محدودیت‌های زندگی، خودش را از لابه‌لای درد و رنج بیرون می‌کشد.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: هفتاد پیکره

در نگاه اول، از دور، مانکنی نشسته بود؛ سر خم کرده روی دست مشت شده زیر چانه اما از نزدیک، معلوم می‌شد مانکن نیست. اولاً به این دلیل که مانکن‌ها را اغلب ایستاده می‌سازند و دوماً از نزدیک می‌دیدی که فقط یک تنه است به شکل استوانه‌ای نامتوازن و دو دایره‌ یکی برای سر و دیگری برای مشت، همین.

ادامه مطلب »