فریبا صدیقیم

از ما

برای شاعر فقید شمس آقاجانی- فریبا صدیقیم: «نرود جای خالی‌ات نرود از دست»

شخصیت‌‌ تو شفاف و حرف‌‌هایت پیچیده بود. مگر ذهن فیلسوفانه‌‌ی تو می‌‌توانست به زندگی نسبت شفافیت بدهد؟ اما شعرت نقطه‌‌ی اتصال این شفافیت و پیچیدگی بود تا عادل باشی و هر کس به اندازه‌‌ی توانش از آن برچیند.

ادامه مطلب »
نقد ادبی

فریبا صدیقیم: عصر شوم خداحافظی

از سخنان براهنی بود در کارگاهی که در زیرزمین خانه‌اش برگزار می‌کرد: «زبان از وسایل صدا زدن ادبیات است. زبان مساوی است با فاصله؛ فاصله‌ای از نور بین آن چیزی که نوشته می‌شود با آن چیزی که در بیرون وجود دارد…»

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

فریبا صدیقیم: امیلی و جسد دو مرد در زندگی‌اش

نگاهی به «یک گل سرخ برای امیلی» اثر ویلیام فاکنر: امیلی در زندگی خالی‌اش به یک اتوریته احتیاج دارد. او تسلط جنازه دو مرد مرده را به تنهایی ترجیح می‌دهد. امتناع از پذیرش مرگ در دوران زوال یک نظام اجتماعی.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

نمود تجربه شخصی در داستان‌نویسی – فریبا صدیقیم: واقعیت زندانی نمی‌شود؛ داستان از واقعیت فراتر می‌رود

گاه وفاداریِ صرف به واقعیت بزرگترین ضربه‌ها را به اثر ادبی می‌زند، در عین اینکه از نظر من چه در مورد خودمان بنویسیم و چه در مورد خودمان ننویسیم از خودمان نوشته‌ایم.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

آفتاب منتشر کرد: رمان «من در پرانتز» نوشته فریبا صدیقیم- آسیه نظام‌شهیدی: نقش زن در وضعیت سه‌گانه‌ی خانه/ میهن/ غربت

آسیه نظام‌شهیدی، منتقد نام‌آشنا در نقدی که در ویژه‌نامه نشریه ادبی نورهان(+) منتشر شده می‌نویسد: با رویکردِ هویتی/ تاریخی، رمان «من در پرانتز» فریبا صدیقیم که روایت منزلت و نقش زن در وضعیت سه‌گانه‌ خانه/ میهن/ غربت است، رمان قابل‌ تاملی در ادبیات زنانه‌ ما محسوب می‌شود.

ادامه مطلب »
از دیگران

فریبا صدیقیم: داستایفسکی، مفتش اعظم و دلهره‌ی آزادی

یکی از براداران کارامازف به برادر دیگرش: اشتباه نکن آلیوشا، این خدا نیست که من وجودش را نمی‌پذیرم، بلکه این جهان پر از بیدادی است که او آفریده است. من تنها می‌خواهم با احترام بلیطی را که به این دنیا در اختیارم قرار داده است برگردانم.

ادامه مطلب »