بهروز شیدا

از ما

بهروز شیدا: «از هرگز گزیری نیست هرگز؟» – نگاهی به رمان سِفر خروج، نوشته‌ی محمد آصف سلطان‌زاده

سِفر خروج ماجرای مهاجرت – تبعید – گریز یک مرد افغان به ایران است؛ موسی، سی‌ودو ساله. سال‌های پایانی‌ی دهه‌ی ۱۳۸۰ خورشیدی است. روزهایی چند به دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری‌ی ایران مانده است؛ به انتخاباتِ ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸؛ به رقابت محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی. 

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بانگ نوا – بهروز شیدا: نفی تقابل‌‌های دوتایی در «آزاده خانم و نویسنده‌اش»

بهروز شیدا: آزاده خانم و نویسنده‌‌اش نوشته رضا براهنی رمان زنانه‌‌گی است. شعر زنانه‌‌گی است. زبان دیوانه‌‌گی از گلوی یک زن برمی‌‌خیزد. زبان دیوانه‌‌گی دیگر است. زبان دیوانه‌‌گی هم‌‌خانه‌‌ی زبان زنانه‌‌گی است.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

بهروز شیدا: «زخمی که در قصه‌ها بماند» – نیم‌نگاهی به رَدِ نوستالژی در متنِ سخن‌رانی‌ی پاتریک مودیانو در برابر آکادمی‌ی نوبل

می‌خواهیم متن سخن‌رانی‌ی پاتریک مودیانو، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۴، در برابر آکادمی‌ی نوبل را بخوانیم. انگار می‌خواهیم در سخن‌رانی‌ی او تعریف زمان گذشته را جست‌وجو کنیم؛ رابطه‌ی خاطره و حسرت گذشته را؛ رابطه‌ی گریز از گذشته و بازگشت به گذشته را؛ رابطه‌ی خوانش گذشته و نوستالژی را.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – «شاه سیاهپوشان» هوشنگ گلشیری، گفتاری از بهروز شیدا

دکتر بهروز شیدا، پژوهشگر در این گفتار ابتدا خلاصه‌ای از داستان را به دست می‌دهد و سپس به مقایسه این اثر با داستان شاه سیاهپوشان هفت پیکر نظامی می‌پردازد و از اینجا به دلایل مرگ‌کامی راوی شکنجه‌دیده و توابِ داستان راه می‌برد.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: گَردِ اندوهِ او بر چهره‌ی او- گذری از رمان قیصر پرتغال با نگاه به نظریه‌ی رمان میخاییل باختین

قیصر پرتغال، نوشته‌ی سلما لاگرلوف، شاید یکی از پُراهمیت‌ترین رمان‌های تاریخ سوئد است. بر مبنای این رمان فیلم‌ها ساخته شده است. در مورد این رمان کتاب‌ها نوشته شده است. قیصر پرتغال انگارمنبعِ آفرینشِ افسانه‌ها است؛ سازی که از صدا می‌سوزد.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: کاکارستم‌هایی که هیچ داش‌آکلی هم‌بندشان نیست

از چند پنجره به‌کوتاهی به رمان بندِ محکومین، نوشته‌ی کیهان خانجانی، می‌نگریم؛ به بندیانی که در یکی از بندهای مردان زندان لاکان رشت هم در بند زندانبانان اسیر اند هم در بند خویش و هم‌بندیان خویش.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: سایه‌ی سنگین نیمه‌تمامی‌های ما

جستاری که می‌خوانید خوانشی «نیمه‌تمام» است از رمان سانسور یک داستان عاشقانه‌ی ایرانی، نوشته‌ی شهریار مندنی‌پور. خوانشی «نیمه‌تمام» است چرا که از میان دو «داستانی» که در رمان ما جریان دارند تنها «یک داستان» را موضوع قرار می‌دهد.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: تراژدی‌های ناتمام در قابِ قدرت – نکته‌هایی در مورد رمان هزار خانه خواب و اختناق و رمان خاکستر و خاک، نوشته‌ی عتیق رحیمی

رمان هزار خانه خواب و اختناق و رمان خاکستر و خاک، هر دو نوشته‌ی عتیق رحیمی، را شاید بتوان در چند واژه یا عبارتِ قدرت، تراژدی‌ی ناتمام، قانونِ پدر، تاریخ، باز خواند.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا – خوابِ یک دست که از معرکه بربایدت: مفهوم دیوانه‌‌گی از حی‌‌بن یقظان، نوشته‌ی ابن‌‌سینا تا آزاده خانم و نویسنده‌‌اش، نوشته‌ی رضا براهنی

ادبیات ایران بر پرده‌‌ی بزرگ خویش نقش‌‌های بسیاری را جان داده است؛ نقشِ سفرها، حماسه‌‌ها، پناه‌‌ها، عرفان‌‌ها، جست‌‌و‌‌جوها، پهلوانی‌‌ها، قاطعیت‌‌ها، عقل‌‌ها، خسته‌‌گی‌‌ها، دیوانه‌‌گی‌‌ها.

ادامه مطلب »