بهروز شیدا

از ما

بهروز شیدا: «راهِ مزارِ شمشیرکجا است؟» نگاهی به سه نمایش‌‌نامه از دوران مشروطیت و سه نمایش‌نامه‌ی دیگر

بهروز شیدا در این جستار، سه تمثیل فتحعلی آخوندزاده را در کنار نمایش‌نامه‌هایی از اکبر رادی، غلام‌حسین ساعدی و بهرام بیضایی می‌خواند تا دگرگونی تصویر زن، توده، روشن‌فکر و قدرت را در نمایش‌نامه‌نویسی فارسی نشان دهد. از آرزوی تجدد در آثار آخوندزاده تا زخم‌های آن در آثار رادی و ساعدی، «رهایی» پرسش مشترک این نمایش‌هاست؛ پرسشی که «جنگنامه‌ی غلامان» با عشق و سرپیچی از منطق جنگ، پاسخی متفاوت به آن می‌دهد.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «تنها شبی مهمان می‌کند» – ‌گام‌هایی شتابان در مفهوم تبعید در سه فیلمِ داریوش مهرجویی

جستار بهروز شیدا با عنوان «تنها شبی مهمان می‌کند» مفهوم تبعید را در سه فیلم داریوش مهرجویی می‌کاود: «دایره‌ی مینا» چرخه‌ی فقر، خریدوفروش خون و سقوط اخلاقی را نشان می‌دهد که در آن همه از خویش تبعید شده‌اند؛ «مهمان مامان» لحظه‌ای کوتاه از عطوفت جمعی و بازگشت قربانیان به اصل قهرمانانه است؛ و «سنتوری» تکرار همان تبعید است، این‌بار هم از خویش و هم از سرزمین. شیدا با تعریف قهرمان حماسی و تراژیک، سرگردان، ویران، قربانی و ضدّقهرمان نشان می‌دهد که در دو فیلم نخست و آخر راه رستگاری بسته است و تاریخ مکرر می‌شود.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا: فریاد رنج و آرزوی بهار در متن‌های شهرنوش پارسی‌پور

متن‌های شهرنوش پارسی‌پور، فراتر از روایتِ صرفِ رنج‌های تاریخی و سرکوبِ قدرت‌سالار، آیینه‌هایی هستند که در دلِ برزخِ جامعۀ ایرانیِ گرفتار در ناهماهنگی و تکفیر، پنجره‌ای به سوی «بهاری دیگر» می‌گشایند؛ بهاری که در آن فردیت، عشق، خرد و دیگرپذیری، جایِ طرد و دوزخ‌سازی را می‌گیرند و هستیِ زنانه‌مدار، پیوندگاهی برای تولدِ دوبارۀ انسان در تقابل با مرگ و تحریف می‌شود. این متن‌ها نه فقط فریادِ اعتراض، که آرزویِ تحققِ «بهشتِ زمینی» را در جهانی آواز می‌کنند که دیگرگونه‌گان در آن نه به انزوا، که به تکیه‌گاهِ سرسبزی بدل می‌شوند.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا: شبنم و شیر در پستان‌های نیلوفر- عرفان نوین زنانه در «زنان بدون مردان»

در عرفان ایرانی، زن مانع سلوک است و باید از او دوری جست؛ در عرفان چینی، عشق زن و مرد پلی است به سوی دائو. اما شهرنوش پارسی‌پور در رمان «زنان بدون مردان» از هر دو فراتر می‌رود و تصویری تازه از کمال انسانی ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن بکارت نه انکار تن، بلکه نماد نقش مادینه‌گی در فرایند «شدن» است. بهروز شیدا سرنوشت تمثیلی پنج زن رمان را بررسی می‌کند: از مهدخت درخت‌شده تا زرین‌کلاه تن‌فروش که با عشق یک باغبان، عروج می‌آفریند. او نشان می‌دهد چگونه پارسی‌پور با رد ریاضت‌کشی ایرانی و پذیرش منفعلانه چینی، راه سوم را می‌گشاید: تلفیق طلب، عشق انسانی و شورش بر باورهای رنج‌آور. می‌شنوید با صدای گرم و اجرای دلنشین نویسنده:

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز شیدا: «که در قاب پنجره خانه است»، برداشتی از مجموعه قصه‌ی کوچه شامپیونه، نوشته‌ی محسن حسام

سخن آخر را اول بخوانیم: مجموعه قصه‌ی کوچه شامپیونه را می‌توان در یک مرثیه خواند: خانه‌ام را اشغال کردند. می‌توان در یک بشارت خواند: پنجره‌ای هست. که در قاب پنجره خانه است.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: مدلول استعلایی، خودِ درد؛ متنِ بلند خاطراتِ زندان‌های سیاسی‌ی جمهوری‌ی اسلامی در دهه‌ی ۱۳۶۰ خورشیدی در یک نگاه

بهروز شیدا در این جستار بلند، «مدلول استعلایی درد» را در لایه‌های این متون می‌کاود: از تنهایی قهرمانانه‌ای که فریادش در سکوت گم می‌شود تا وداع کیخسروگونه با جهان، از شجاعتی که در برابر تازیانه و تجاوز معنا می‌یابد تا زخم‌هایی که به یاد دوست، تحمل‌پذیر می‌شوند. این خاطرات، بیش از ثبت تاریخ، صحنه‌ی احضار و درمان درد یک نسل‌اند؛ دردی که هنوز سایه‌اش بر جان ما گسترده است.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «آوازِ دورِ خونین‌شبان شاید؟» – چهار رمانِ شکارِ کبک، پنجاه درجه بالای صفر، لب بر تیغ، خنده‌ی شغال در چند نگاه

   به چه چیز در این چهار رمان نگاه می‌کنیم؟ چه‌گونه نگاه می‌کنیم؟ به حضور مرگ نگاه می‌کنیم؛ به رابطه‌ی عشق و مرگ. به چهار رمان شکار کبک، پنجاه درجه بالای صفر، لب بر تیغ، خنده‌ی شغال در چهار آینه نگاه می‌کنیم: درک زیگموند فروید از رانش مرگ، درک ژاک لاکان از رانش مرگ،  اندیشه‌ی ژان پل سارتر، اندیشه‌ی فریدریش نیچه. آن‌گاه؟

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «آرزوی فریادِ مایی که رمز آزادی بداند»، گذری کوتاه از ردپای چند متن در رمان سقفِ بلند تنهایی، نوشته‌ی حسین رادبوی

می‌خواهیم از ردپای چند متن‌ در رمان سقفِ بلند تنهایی، نوشته‌ی حسین رادبوی، به‌کوتاهی بگذریم. می‌خواهیم به متن‌ها، رنج‌ها، عشق‌ها، ناکامی‌های قصه‌ساز بنگریم. می‌خواهیم به گوشه‌ای از زنده‌گی‌‌‌های پُرآرزو و زخم بنگریم.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز شیدا: «برهوتِ بازی‌ی سفرِ بی‌سودا»، نیم‌نگاهی به رمان من تا صبح بیدارمِ، نوشته‌ی جعفر مدرس صادقی، از چشمِ نورتروپ ِفرای

   به روایتِ نورتروپ فرای هیچ اثر ادبی‌ای به‌تمامی جدید نیست؛ نه آثارِ چاسر نه شکسپیر نه میلتون؛ چه اثر ادبی تبلوری است از کنش‌های عمومی‌ی انسانی؛ کنش‌های عمومی‌ی انسانی در قالبِ تصویرِ جنگل و دریا؛ در قالب حضورِ قهرمانان آشنا و غریبه، عشق‌های مجاز و ممنوع. کهن‌نمونه‌ها چیزهای دیگر را تداعی می‌کنند؛ سپیدی‌ی پاکی را؛ سبزی‌ی حسادت را؛ صلیب مرگ مسیح را.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «در سایه‌ی گناهِ همه‌گانی»-  گذری از جهانِ رمان‌های سوء‌‌‌ قصد به ذات همایونی‌، نوشته‌ی‌ محمدرضا جولایی و تالار آینه‌، نوشته‌ی‌ امیرحسن چهل‌تن

این جستار به بررسی دو رمان «سوء‌قصد به ذات همایونی» (محمدرضا جولایی) و «تالار آینه» (امیرحسن چهل‌تن) می‌پردازد که هر دو در بستر تاریخی اواخر قاجار روایت می‌شوند. مقاله با تفکیک «رمان تاریخی» (تمرکز بر شخصیت‌ها و وقایع واقعی) و «رمان زمان» (بازیگران گمنام در ظرف تاریخی)، نشان می‌دهد این دو اثر با نگاهی انتقادی، روایت‌های رسمی تاریخ را به چالش می‌کشند: «سوء‌قصد…» با افشای انگیزه‌های پنهان کنشگران تاریخی، اخلاقیات آرمانی را افسانه می‌خواند، و «تالار آینه» با محوریت عشق زمینی و زندگی‌های حاشیه‌ای، تناقض میان آرمان‌های سیاسی و واقعیت‌های انسانی را برملا می‌کند. هر دو اثر، متن تاریخ را نه روایتی حق‌محور، بلکه محصول تصادف، قدرت‌طلبی و رنج‌های نادیده‌گرفته‌شده می‌دانند.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «در زمین از بهشت گفت‌وگوها است»- شش خوانش مینی‌مالیستی و برگردان دو شعر کوتاه

آن‌چه می‌خوانید شش خوانش مینی‌مالیستی‌ و برگردان دو شعر کوتاه است در پیوند با یک‌دیگر؛ شش خوانش مینی‌مالیستی‌ از کتاب کاندید، نوشته‌ی ولتر، نمایش‌نامه‌ی نمایش یک رویا، نوشته‌ی آگوست استریندبرگ، صفحه‌ی اول رمان باباگوریو، نوشته‌ی انوره دو بالزاک، صفحه‌ی اول رمان من هفت‌تیرکش فرزی هستم، نوشته‌ی میکی اسپیلین، کتاب اعترافات،نوشته‌ی ژان ژاک روسو، جستار چگونه می‌توانی از روی سایه‌ات بپری وقتی دیگر سایه‌ای نداری؟، نوشته‌ی ژان بودریار؛ برگردان دو شعر کوتاه از گونار اکلوف و توماس ترانسترومر.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «نکند باید به چشمان خود خیره بمانیم؟»، کمی نگاه فرامتنی – مینی‌مالیستی به اعترافات مردی که خود را مرتکب شده بود، نوشته‌ی نانام

نکند او به مرگ خود راضی شده است تا ما را به خواندن خود راضی کند؟ نکند او ما را می‌خواند؟ نکند زبان و نگاه ما را می‌خواند؟ نکند اعترافات خود را نوشته است تا دوبار بمیرد؟ نکند خواسته است یک بار خود بمیرد یک بار با ما بمیرد؟ نکند خواسته است یک بار چون نویسنده بمیرد یک بار چون خواننده‌ی خود؟

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «که گاه تنها مرهم درد، آرزوی درمان است» – چرخشی گِرد رمان روز سیاه کارگر، نوشته‌‌ی احمدعلی خداداده؛ پیش‌گفتار و پانوشت‌ها: ناصر مهاجر، اسد سیف

بختیار در ماه قربان سال ۱۳۰۰ قمری در قریه‌ای در کردستان به دنیا آمده است. پدر بختیار الله‌داد نام دارد؛ مادرش جهان؛ خواهر کوچک‌‌‌اش شیرین.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

دومین سالگرد جمعه خونین – بهروز شیدا: «هستی‌ی ما رفته است»؛ خوانش تکه‌هایی از فاجعه‌ی قتل هستی‌ نارویی در چند خط

هستی نارویی در آستانه‌ی هفت ساله‌گی در جمعه‌ی خونین زاهدان براثر گاز اشک‌آوری که مرگ‌سرشتان جمهوری‌ی اسلامی پرتاب و پخش می‌کنند، کشته می‌شود. او نهالی است که پیش از آن‌که پربار شود، درو می‌شود. نقش او در غروب جمعه‌های زاهدان می‌چرخد.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «یکی زخمِ دیگری را لگد می‌کند» – خوانشی از رمان مستانه خانوم، نوشته‌ی شیرین کبیری

می‌خواهیم رمان مستانه خانوم، نوشته‌ی شیرین کبیری، را‌ بخوانیم. می‌خواهیم چند وتر از دایره‌ی یک هستی‌ را در آینه‌ی سخنانی دیگر به‌‌کوتاهی‌ بخوانیم.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز شیدا: دست‌های خسته‌ی نویسنده‌گانِ خرابِ کافه‌ها

در هر دو رمانِ کافه رنسانس، نوشته‌ی ساسان قهرمان و اتفاق آنطور که نوشته می‌شود می‌افتد، نوشته‌ی ایرج رحمانی کافه‌ای هست که پاتوق آفریننده‌ی یک رمان است. مشتریانِ دو کافه‌ی کافه رنسانس و اتفاق آنطور که نوشته می‌شود می‌افتد، ماجراهایی یک‌سان را نمی‌زیند. خاکی که این دو کافه بر آن روییده‌اند اما از یک زمین اند. واژه‌ها بسیار اند: کافه، خاک، زمین، تخیل، اتفاق.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «ای گشوده‌گی‌ی خیال کمک!» – نوعی گذرِ کوتاه از گفت‌وگوی رمان مهاجر و سودای پریدن به دیگر سو، نوشته‌ی علی نگهبان و چرخ‌دنده‌ها، نوشته‌ی امیر احمدی آریان

حالا یک بار دیگر می‌خواهیم به‌کوتاهی از گفت‌وگوی دو رمان گذر کنیم. از گفت‌وگوی رمان مهاجر و سودای پریدن به دیگر سو، نوشته‌ی علی نگهبان و رمانِ چرخ‌دنده‌ها، نوشته‌ی امیر احمدی آریان. می‌خواهیم چشم و گوش تیز کنیم بر تقدیرهای دو شخصیتِ این رمان و دو شخصیتِ آن رمان.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «نقش‌ دویی در چشم خیال»، مقایسه‌ای میان شعر کلاسیک فارسی و نقاشی‌ی کلاسیک ایرانی ‍

در این جستار می‌خواهیم به روندهای تکامل دو «نوع» شعر و نقاشی‌، در ایران بعد از اسلام بیندیشیم. می‌خواهیم به نقش‌هایی بنگریم که روند تاریخ بر پیکر این دو «نوع» هنری به‌ جای گذاشته است. می‌خواهیم چرایی‌ی تفاوت روند‌های تکامل این دو «نوع» هنری بیندیشیم.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز شیدا: «شبنم و شیر در پستان‌های نیلوفر»، حاشیه‌ای بر زنان بدون مردان، نوشته‌ی شهرنوش پارسی‌پور

در زنان بدون مردان سخن بر سرِ سرگذشت پنج زن است. نقطه‌اشتراکِ آن‌ها دغدغه‌ی بکارت است؛ رنجِ پنهان و عریان‌ از دغدغه‌ای زن‌ستیزانه و دردآور. آن‌ها بر مبنای نگاه‌های متفاوت‌شان به هستی و عشق از ماجراهایی غریب می‌گذرند و فرجام‌های گوناگون می‌یابند.

ادامه مطلب »