
خیزش ملی مردم ایران-حسن حسام: در این کشتارگاه
ایران هماکنون به یک کشتارگاه بزرگ تبدیل شده است و شاعر از تبعید، با خشم و درد و اشک، مردم را به خیزش و دادخواهی و برخاستن فرا میخواند.

ایران هماکنون به یک کشتارگاه بزرگ تبدیل شده است و شاعر از تبعید، با خشم و درد و اشک، مردم را به خیزش و دادخواهی و برخاستن فرا میخواند.

مجموعه داستانهای حسن حسام با عنوان «السماء التمطر» با ترجمه علی حسیننژاد به زبان عربی در انتشارات مهری منتشر شد. قرار است از این کتاب در انستیتو عرب در پاریس از معتبرترین مراکز فرهنگی دنیای عرب رونمایی شود و همچنین در نمایشگاه کتاب قاهره عرضه خواهد شد.

در این داستان، راوی با وجود تلاش برای توجیه اعمالش، ناخواسته حافظهٔ آسیبدیدهٔ قربانی («چشمان آهو») را زنده نگه میدارد که برای جلوگیری از تحریف تاریخ حافظهٔ اخلاقی را میطلبد تا از تحریف تاریخ جلوگیری کند. تناقض در روایت راوی (بین خشونت و پشیمانیِ پنهان) بازتابی از کشمکش بین فراموشیِ بخشایشگر و یادآوریِ عدالتخواهانه است. یک داستان به یادماندنی در زمینه «عدالت انتقالی».

در شبی بهیادماندنی در گوتنبرگ، ۹ اثر تازهی حسن حسام، شاعر و فعال سیاسی، با حضور دوستداران شعر و ادبیات رونمایی شد. از مجموعه سهزبانهی «رنگینکمان» تا «سرودههای خیابانی» الهامگرفته از قیام ملت ایران، این آثار فریاد آزادی و عشق را در کوچههای شعر طنینانداز میکنند.

نسیم خاکسار در مقالهای که پیش روی شماست مجموعه داستان «کارنامه احیا» اثر حسن حسام را در بستر سنت رئالیسم اجتماعی در سالهای دهه ۴۰ و ۵۰ ایران بررسی میکند. نویسنده با مقایسهای بین داستان عنواندار مجموعه (که زندگی زنی محروم به نام «احیا» را روایت میکند) با اثر کلاسیک صادق هدایت («زنی که مردش را گم کرد»)، نشان میدهد چگونه شرایط فلاکتبار زنان فرودست در طول چهار دهه تغییری نکرده است.

انتشارات مهری در لندن ترجمه عربی مجموعه شعر «رنگین کمان» از حسن حسام را به تازگی منتشر کرده است. اشعار این مجموعه را، علی حسین نجاد از فارسی به عربی ترجمه کرده.

نیکآذر در این فیلم، تصویری از یک روشنفکر مقاوم و جستوجوگر را ترسیم میکند که در بستر تاریخ پرتلاطم ایران، همواره به دنبال حقیقت و عدالت بوده است. این فیلم در خرداد ۱۴۰۲ در فرانکفورت به نمایش درآمد و اکنون توسط تلویزیون برابری منتشر شده است.

انبوه خلق به اندوه، درخلوتِ شبانه خاموش، خواندند تلختر از تلخ، زیبا بود، این قناریِ خوشخوان، چون خوابهای طلایی، زیبا بود! همسانِ بیقراری مهسا بود

«باران میبارد» نوشته حسن حسام به تحقیق اولین داستانی است که در ادبیات معاصر ایران بعد از انقلاب درباره کابوس قتل عام زندانیان سیاسی نوشته شده است. نقطه صفر کابوسی است که نه در ۶۷ که در سال ۶۰ آغاز شد. چشمانداز ادامه این راه چیست؟ با حسن حسام گفتوگویی کردهام.

شعری خطابی از حسن حسام برای یادآوری آنان که هنوز به صندوقهای رأی در جمهوری اسلامی چشم امید دوختهاند….

شعری از حسن حسام با توجه ویژه به غوغای «مادر قمی» و بحث «سلیطه».

شعری از حسن حسام، بایاد دو سرو قامتِ مقتول : محمد قباد لو، فرهاد سلیمی

شبِ دراز به حافظ دلا پیام رسان/که فال باز کند صبح را غزلخوانان/چه مرگزاست شب هول در سیهکاری/جوانکُشست و جهانی ز جور او گریان

با یاد هزاران کودک قتلعام شده در غزه.

این برنامه ۴ نوامبر/۱۳ آبان سال جاری در یک فضای کاملاً حرفهای و با سازماندهی خوب و پذیرایی آبرومند از مهمانان و مخاطبان و علاقمندان به شعر متعهد فارسی برگزار شد.

با شعار «زن، زندگی، آزادی» و برای «انقلاب ایران» در زوریخ، شماری از شاعران ایرانی در تبعید شب شعر برگزار میکنند.

کانون در جریان قیام در چه وضعیتی قرار داشت و هماکنون با توجه به بالا گرفتن سرکوبها در چه وضعی قرار دارد؟ بیانیههای کانون تا چه حد موثر بودند؟ کانون نویسندگان ایران در تبعید که نویسندگان آزادیخواه تبعیدی را زیر سقف خود گرد آورده و همچنین نویسندگان و شاعران تبعیدی در خارج از ایران چه تلاشهایی برای شکستن سانسور و رساتر شدن صدای خواستههای ملت انجام دادند؟

از آزادیم در هراسی، چون خفاش از آفتاب! به هفت بند گرانم میبندی، باز هم در ترسی! آواز میخوانم میترسی! از خندهی جوانم، وَ گیسوان افشانم میترسی

طناب سر افکنده گفت: طعنه میزنید چرا، بافتند مرا ، بافتند، با دستانِ سربازانِ امام زمان، از الیاف آیات الهی، آنگاه مرگ، پیروز و مست، هماوازِ طناب، میدان گرفت: و روحِ مرا در طناب تنیدند تا پهلوانکُش شود

کارگاه شعر و قصه فرانکفورت و کانون فرهنگی – هنری اندیشکده فرانکفورت – ماین از این برنامه یک گزارش ویدیویی تهیه کرده که در ادامه میبینید:

مهمترین موضوع شب داستانخوانی و شعرخوانی حسام با شعر «رنگین کمان» و داستان «باران میبارد» دادخواهی در گستره چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامیست.