ادبیات ضد جنگ

از ما

از تجربه تا تخیل – نوشین وحیدی: «فرود»

حرف اصلیِ نویسنده در این داستان، نه درباره‌ی خودِ جنگ، که درباره‌ی «ماهیتِ رنجِ معاصر و زیستن در بحرانِ ممتد» است. بزرگ‌ترین مصیبتِ شخصیت‌ها، خودِ انفجارها نیست، بلکه «وضعیتِ انتظار» و «معلقی» است که بین دو انفجار رخ می‌دهد و این هم البته هست که  در بحران، آدم‌ها از همه‌چیز بی‌خبر می‌شوند؛ جز از دردِ همدیگر.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: شکار یا شکارچی

در دوسیه ضد جنگ بانگ: در این داستان جنگ نه با انفجارها، که با «نگاه» و «فیلم» و «دوربین» روایت می‌شود. در این داستان، مرز میان قربانی و جلاد، تماشاگر و بازیگر، و شکار و شکارچی چنان محو می‌شود که خواننده تا پایان نمی‌داند «چه کسی چه کسی را می‌بیند».

ادامه مطلب »
از ما

احمد خلفانی: خانه‌ها و خاطره‌های ویران

جنگ که تمام می‌شود، «بازسازی» آغاز می‌گردد. اما آیا خانه‌ای که از نو ساخته می‌شود، همان خانه‌ی پیشین است؟ احمد خلفانی در این جستار، با نگاهی به خانه‌ی ویران گوته، ترک‌های دیوار یک خانهٔ شخصی، و فیلم «کپی برابر اصل» کیارستمی، نشان می‌دهد که هر بازسازی، فقط «فقدان» را پنهان می‌کند. در دوسیهٔ «ضد جنگ» بانگ، این متن یادآور آن است که «زندگی در میان ویرانه‌ها» نه یک انتخاب، که سرنوشت ما در «صلح منفی» است.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

مریم رئیس‌دانا: یک چراغ و ترس‌بس

در خواب مادر، «همه چراغ‌ها خاموش بودند جز یکی»؛ و این «یکی» – در روزهای آتش‌بس دوهفته‌ای، در میان خانه‌های ترک‌خورده و والکر و تسبیح سبز و فلاسک چای – تمام چیزی است که مردم برای «ماندن» نیاز دارند: نه پیروزی، نه وعده بهشت، نه شعار «مرگ بر این یا آن».

ادامه مطلب »
چه خبر؟

پنج شعر از عالیا میرچی

این اشعار خشونت را نه با نمایش مستقیم، بلکه در تصویرهای استعاری و خاطره‌وار بازنمایی می کنند. شاعر از تمرکز بر «نبرد» و «پیروزی» فاصله می‌گیرد و به «روان»، «حافظه» و «احساس» نزدیک می‌شود، و با بهره گیری از طنز سیاه و پارادوکس، تصویری از جنگ جاری را به دست می دهند که نه فقط شهرها، که «هویت»، «امید» و «حافظه» ما را نیز هدف گرفته است.

ادامه مطلب »
از ما

منیره برادران: چهره ویرانگر جنگ در ادبیات

این مقاله، یک نگاه تحلیلی عمیق به داستان «زایر» نسیم خاکسار است، اما فراتر از آن، تلاشی است برای پیوند زدن تجربه‌ی جنگ در دو مقطع تاریخی متفاوت (جنگ ایران و عراق و جنگ کنونی با اسرائیل و آمریکا). نویسنده با تکیه بر مفهوم «دلبستگی به اشیا» به عنوان نماد وطن، نشان می‌دهد که جنگ نه فقط ساختمان‌ها، که «تعلق خاطر» آدم‌ها را نابود می‌کند.

ادامه مطلب »
دوسیه

دوسیه ضد جنگ بانگ: بر ویرانه‌‌های زندگی

جنگ که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، تنها تأسیسات نظامی را ویران نکرد. خانه‌ها، مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها و مهم‌تر از همه «زندگیِ عادی» میلیون‌ها انسان را نیز با خود برد. در این دوسیه، ما در نشریه ادبی بانگ سراغ آثاری رفته‌ایم که جنگ برایشان نه «حمله‌ای مقدس» و نه «عملیاتی دقیق»، بلکه «فروپاشی تدریجی کرامت انسانی» بوده است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

نوساکا آکی‌یوکی: «قبر کرم‌های شب‌تاب»، به ترجمه میترا داوودی

«قبر کرم‌های شب‌تاب» روایتی است از فروپاشی تدریجی انسانیت در زیر چکمه‌های جنگ، اما نه از طریق صحنه‌های نبرد، که از دریچه چشم کودکی که مجبور می‌شود گام به گام «انسان بودن» را از دست بدهد. سیتا در این داستان، نه قهرمان است، نه ضدقهرمان؛ او «بازمانده‌ای» است که جنگ، او را از خانواده، از خانه، از غذا، از حرمت، و در نهایت از خواهرش جدا می‌کند. نوساکا آکی‌یوکی با نثری دقیق و بی‌عاطفه (که یادآور بهترین نمونه‌های ادبیات ضدجنگ جهان است) نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین فاجعه جنگ، نه مرگ، که «مرگ تدریجی معنا»ست.

ادامه مطلب »
از ما

محمد علی کاوه مقدم: در میان امواج

«در میان امواج» نوشته‌ی محمدعلی کاوه مقدم، به شکلی خلاقانه و تأمل‌برانگیز از زاویه‌ی دید یک موشک روایت می‌شود که در پایگاه بیابانی نگهداری می‌شود. این موشک، برخلاف جسم فولادی و ویرانگرش، دارای وجدانی انسانی است و از نقش خود در کشتار و تخریب نفرت دارد. روایت از زبان این موجود بی‌جان، نقدی تیز بر خشونت جنگ و بی‌رحمی سیستم‌های نظامی ارائه می‌دهد و سرانجام نیز به تصمیم موشک برای مقاومت در برابر سرنوشت تحمیلی‌اش می‌رسد.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

فرج سرکوهی از قاضی ربیحاوی می‌گوید: نویسنده‌ای که از جنگ تقدس زدایی کرد

تحلیل سرکوهی بر این نکته تأکید دارد که نسل ربیحاوی، علیرغم همه تلاش نظام برای «قتل ادبی» آنها، درخشان‌ترین میراث فرهنگی معاصر ایران را آفریدند؛ میراثی که ریشه در مقاومت، عشق به انسان و جست‌وجوی مداوم حقیقت دارد.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

از تجربه تا تخیل – مریم ‏السادات مهدوی: «آشوب»

داستان کوتاه «آشوب» نوشته مریم‌السادات مهدوی، نگاهی به لحظات آغازین جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹ است. این اثر از زاویه دید کودکی روایت می‌شود که دنیای معصومانه و شاد او با واقعیت خشن جنگ درهم می‌شکند. مهدوی با انتخاب روایت کودکانه، پیچیدگی‌های جنگ را از طریق ترس، کنجکاوی و سردرگمی کودک به شکلی ملموس به تصویر می‌کشد. این رویکرد، جنگ را نه تنها به‌عنوان یک واقعه تاریخی، بلکه به‌مثابه تجربه‌ای جهانی و انسانی ارائه می‌دهد که در هر بحران و با هر ناامنی بازمی‌گردد.

ادامه مطلب »
از ما

امیر موسوی: تقدس‌زدایی از «دفاع مقدس»؛ جنگ ایران و عراق در داستان‌های آبکنار – به ترجمه مجتبی زمانی

نوشته‌های ضد جنگ حسین مرتضائیان آبکنار به درستی در حوزه‌ای بیرون از معیارهای تعریف شده برای «ادبیات دفاع مقدس» قرار می‌گیرد. آثار او در حوزه ادبیات جنگ، نه تنها غالبا روایت دفاع مقدس را به چالش می‌کشند، بلکه گاهی سعی در واژگون کردن کامل روایت مسلط دارند.

ادامه مطلب »
از ما

حسین آتش‌پرور: یکی شدن فاعل و مفعول – بررسی داستان «حفره» قاضی ربیحاوی

از ابتدای داستان ما با مشخصات شخصیتی روبه‌رو هستیم که قاسم را کشته است. در طول داستان، رفته‌رفته همین صفت و داده‌ها به خود او بازمی‌گردد و در نهایت او شخصیتی را با مشخصات خودش می‌کشد. در تردید می‌مانی که قاسم فاعل است یا مفعول؟

ادامه مطلب »
از ما

قاضی ربیحاوی: حُفره

چرا هیچ‌کس نمی‌داند که من شهید شده‌ام؟ درحالی‌که شهید شده‌ام، به شهادت رسیده‌ام. به لقاء الله پیوسته‌ام. می‌پیوندم.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

عباس شکری: تاریکی دهان گشادی دارد – بررسی داستان‌ «مدرسه‌ای که اسمش پیروز بود» نوشته ماهرخ غلامحسین‌پور

راوی داستان «مدرسه‌ای که اسمش پیروز بود» دختربچه‌ی هشت نُه ساله‌ای است که عاشق بادبادک‌بازی با برادرش است. راوی آنچه را دیده، مثل دوربین در ذهن ثبت کرده و حالا که سال‌ها از آن روزها می‌گذرد فیلم را بدون رتوش در تاریک‌خانه ذهن ظاهر می‌کند و نهانگاه‌های روزهای جنگ را برملا می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

جواد عسگری: ردپای روی برف

گوش‌هایش سوت می‌کشید. جهت‌ها را گم کرده بود و جایی را نمی‌دید. بوی خون و باروت دل و روده‌اش را به هم زده بود. کنج ویرانه‌ای، شاید همان تک‌تیرانداز، با یک چشم بسته و چشم دیگر بر دوربین قناسه، منتظر نشسته بود تا برای بار دوم ماشه را بچکاند.

ادامه مطلب »