ادبیات داستانی جنوب

از ما

قباد آذرآیین: میموزا در غربت

«شهرو» سیاه‌سوخته و پاپتی، سینه سوخته می‌دوید. یک شاخۀ میموزا تو یک دستش بود و با دست دیگرش بتی را دنبال خودش می‌کشاند. «بتی» داشت از پا می‌افتاد. ساق‌های لاغر نی‌قلیانی و کندۀ زانوهاش زخم و زیلی شده بود و سوز می‌زد.

ادامه مطلب »
از ما

«۱۸۰ درجه» – هما جاسمی: نشانه‌ها و نمادهای فرهنگی و مذهبی‌ در «اتاق پرغبار» اصغر عبداللهی

اتاق پر غبار تابلویی است از ساعت‌های احتضار پیرمرد یهودی مهاجری که سال‌ها در آبادان کار و زندگی کرده. اصغر عبدالهی در این تابلو نشانه‌های پایان یک دوره را به نمایش گذاشته است.

ادامه مطلب »