
بانگ نما – النگوهای هستی، به روایت قاضی ربیحاوی
نگاهش کردم. هنوز روبروی آینه بود و سر و روی خودش را مرتب میکرد. من خندیدیم – با همین النگوهای توی دستت میخوای بیای؟ پرسید – مگه النگوهام چه ایرادی دارن مامان بزرگ. خودت برام خریدی.

نگاهش کردم. هنوز روبروی آینه بود و سر و روی خودش را مرتب میکرد. من خندیدیم – با همین النگوهای توی دستت میخوای بیای؟ پرسید – مگه النگوهام چه ایرادی دارن مامان بزرگ. خودت برام خریدی.

مردهای توی ماشین به ما نگاه کردن. هرسه تاشون ریش سیاه بلند داشتند و انگار خیلی وقت بود حموم نکرده بودن. من دست مونا را محکمتر گرفتم. از بس ترسیده بودم. مونا داشت میلرزید. هیچ نمیگفت و فقط میلرزید.

کارِ من خواندن دیدن شنیدن و مراقبت از حریم هنرست که تا اطلاع ثانویها استعمالالات آن را هم ممنوع کردهایم. به قول شما آنها توجه ندارند که اصل مبارزه است نه مماشات. مماشات. اجازه بدهید فرهنگ لغت همینجاست: باهم راه رفتن، مدارا کردن. با کی؟ با مهاجمین به فرهنگ اصیل ما. خیال کردم زیر دارید لب آواز میخوانید. ببخشید.

این اثر نگاهی است ویژه درقالب یک نمایشنامه به زندگی محمدرضا شاه و برش گونهای کلی، از دوران سلطنت او براساس اسناد و حوادث تاریخی. شاپور سلیمی، بازیگر پارهای از این نمایش را اجرا کرده است. میشنوید در بانگ – نوا:

این اثر نگاهی است ویژه درقالب یک نمایشنامه به زندگی محمدرضا شاه و برش گونهای کلی، از دوران سلطنت او براساس اسناد و حوادث تاریخی.

ربیحاوی در مصاحبه با بانگ: در رمان پسران عشق رابطه جنسی دو پسر باهم مورد بحث نیست بلکه رابطه عاشقانه آنها مورد بحث است و مهم. عشق بین دو مرد میتواند درست مثل عشق بین یک زن و مرد باشد.

حسین نوشآذر و امیر محمدی در یک گفتوگوی صمیمانه دونفره تم «عشق» و مرگ» در دو داستان نوشته محمدی را با توجه به جنس نظرگاه این دو داستان بررسی میکنند.

قاضی ربیحاوی بعد از ۳۰ سال «لبخند مریم» را بدون خودسانسوری بازنویسی و توسط نشر پیام منتشر کرد. یک سند منحصر به فرد از اثرات سانسور و خودسانسوری بر ادبیات جنگ.

نخستین برنامه از مجموعه برنامههای بانگ – نوا و شهرزاد در در گفتوگو با ندا کاووسیفر، حسین آتشپرور، نسیم خاکسار و قاضی ربیحاوی.

نویسنده با مهارتی ستودنی خواننده را همراه شخصیتهای داستان از محیط سراسر فاسد جنسی به روزهای انقلابی میرساند که نطفهی آن به “سقطجنین” میانجامد.

رمان «گیسو» حول آشفتهفکریهای زندانی سیاسی تازهآزاد شدهای میگردد که در جستوجوی خود و عاشقانگی گمگشته در سیاست و خشونت است.