آزاده طاهایی

بانگ - نوا

شعری از آزاده طاهایی

در ایامی که بمب‌ها زیرساخت‌های ایران را نشانه رفته‌اند، آزاده طاهایی در این شعر، زخم را نه به عنوان «واقعه»، که به عنوان «وجود» روایت می‌کند. او در سفرِی شاعرانه، وطن را به یک بدن واحد تبدیل می‌کند که هر نقطه‌اش زخمی است، اما هر نقطه‌اش هم زیستنگاه ماست.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

شعری از آزاده طاهایی

دنیا تکیه داده به تکه‌های تن، سعی دارد وانمود کند، جنایت عادی‌ترین اتفاق است، شاعر در شعرش به قتل می‌رسد، زخم از کتاب‌ها می‌ریزد، این جهان، سرانجام لال خواهد مرد.

ادامه مطلب »
شعر

دو شعر از آزاده طاهایی

با چشمه‌های خشکیده، گلوهای بریده. استوایم از هراس می‌گذرد، و در هیچکدام از چهار فصلم، چهره‌ای جوان نمی‌شود، زیباترین شهرم اما، چشم‌های توست که بندر آرزوهاست و موهایت، کشتزارهای گندم، که داس ماه را، بی تاب می‌کند.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

«پیشی چشم طلایی» سروده آزاده طاهایی و با تصویرپردازی نیلوفر رهنما در یک مجلد تازه در نشر پیام

نشر پیام در آلمان به مدیریت جلال رستمی گوران با همکاری نشریه ادبی «بانگ» به زودی کتابی را به دو زبان فارسی و آلمانی برای کودکان پیش‌دبستانی منتشر می‌کند.

ادامه مطلب »