بهروز شیدا

از ما

بهروز شیدا: کاکارستم‌هایی که هیچ داش‌آکلی هم‌بندشان نیست

از چند پنجره به‌کوتاهی به رمان بندِ محکومین، نوشته‌ی کیهان خانجانی، می‌نگریم؛ به بندیانی که در یکی از بندهای مردان زندان لاکان رشت هم در بند زندانبانان اسیر اند هم در بند خویش و هم‌بندیان خویش.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: سایه‌ی سنگین نیمه‌تمامی‌های ما

جستاری که می‌خوانید خوانشی «نیمه‌تمام» است از رمان سانسور یک داستان عاشقانه‌ی ایرانی، نوشته‌ی شهریار مندنی‌پور. خوانشی «نیمه‌تمام» است چرا که از میان دو «داستانی» که در رمان ما جریان دارند تنها «یک داستان» را موضوع قرار می‌دهد.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: تراژدی‌های ناتمام در قابِ قدرت – نکته‌هایی در مورد رمان هزار خانه خواب و اختناق و رمان خاكستر و خاك، نوشته‌ی عتیق رحیمی

رمان هزار خانه خواب و اختناق و رمان خاكستر و خاك، هر دو نوشته‌ی عتیق رحیمی، را شاید بتوان در چند واژه یا عبارتِ قدرت، تراژدی‌ی ناتمام، قانونِ پدر، تاریخ، باز خواند.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا – خوابِ یک دست که از معرکه بربایدت: مفهوم دیوانه‌‌گی از حی‌‌بن یقظان، نوشته‌ی ابن‌‌سینا تا آزاده خانم و نویسنده‌‌اش، نوشته‌ی رضا براهنی

ادبیات ایران بر پرده‌‌ی بزرگ خویش نقش‌‌های بسیاری را جان داده است؛ نقشِ سفرها، حماسه‌‌ها، پناه‌‌ها، عرفان‌‌ها، جست‌‌و‌‌جوها، پهلوانی‌‌ها، قاطعیت‌‌ها، عقل‌‌ها، خسته‌‌گی‌‌ها، دیوانه‌‌گی‌‌ها.

ادامه مطلب »