
عسگر آهنین: در ساعت یک شب
آهنین در این شعر، با ترکیب تصاویر سورئال و عواطف انسانی، تنهایی، خاطره، و تلاش برای رهایی را بهشکلی تأثیرگذار به تصویر میکشد. زبان شعر
آهنین در این شعر، با ترکیب تصاویر سورئال و عواطف انسانی، تنهایی، خاطره، و تلاش برای رهایی را بهشکلی تأثیرگذار به تصویر میکشد. زبان شعر
در «دستمال گلدار» شاعر در مرز میان مرگ و زندگی، به دنبال امیدی نیلوفرگونه از دل مرداب است. شعر با طنز تلخ فقدان و تلاش برای یافتن معنا در پایان عمر را روایت میکنند.
کلمات، هراسان و گریزانند، انگار، از پای چوبههای دار گریخته باشند، شاید هم احساس میکنند که تحت تعقیباند…
یک روز صبح/چشم باز میکنی/پشت پنجرهها/رنگین کمان میبینی/در آینهها مینگری/رنگین کمان میبینی/به خیابان نگاه میکنی/دست بچهها/رنگین کمان میبینی/بی اختیار اشک میریزی/بر گونههای تو/قطرههای رنگین کمان میغلتند
ماموران امنیتی خیابانها را ناامن کردهاند،آنها به سوی هرکسی که ذهنی روشن دارد شلیک میکنند،گویا چراغ خیابان کافی نیست،ستارههای آسمان را هم نشانه میروند