روایت شناسی

از دیگران

آموزه‌های داستان‌نویسی – فرانس ک. اشتانتسل: عناصر تشکیل‌دهنده موقعیت‌های روایی؛ شخص، نظرگاه، شیوه

نویسنده در این مقاله با هدف ارائه یک طبقه‌بندی نظام‌مند برای اشکال روایت، استدلال می‌کند که «میانجی‌گری» در معنای چگونگی انتقال داستان به مخاطب ویژگی مهمی در روایت است. او برای تحلیل این پدیده‌، سه عنصر پایه را معرفی و از یکدیگر متمایز می‌کند: ۱. شیوه روایت (Modus) ۲. شخص (Person) و ۳. نظرگاه (Perspective) که بر مبنای مشارکت یا عدم مشارکت راوی/شخصیت واسط در رویدادها مشخص می‌شود.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

آموزه‌های داستان‌نویسی -فرانتس ک. اشتانتسل: بُعد تاریخی نظرگاه‌گرایی در داستان‌نویسی

رمان‌های قدیمی‌تر تمایل آشکاری به شیوه روایت بی‌نظرگاهی داشتند. تقریباً تمام نویسندگان بزرگ دوره ویکتوریا، مانند دیکنز، تاکری، جورج الیوت، ترولوپ، و همچنین هم‌عصرانشان مانند بالزاک، ژان پل، تولستوی و دیگران، به جز چند استثنای کوتاه، به شیوه بی‌نظرگاهی (Aperspektivismus) روایت می‌کردند. تغییر به سمت نظرگاه‌گرایی (Perspektivismus) با رمان‌های فلوبر و هنری جیمز آغاز شد و سپس در رمان‌های مدرن به سبک غالب تبدیل گردید.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

مونیکا فلودرنیک: «داستان در برابر ناداستان – تمایزهای روایت‌شناختی» به ترجمه کمال آبادی

مونیکا فلودرنیک در مقاله‌اش با نگاهی روایت‌شناختی، تمایز میان داستان و ناداستان را بررسی می‌کند و با تحلیل دیدگاه‌های نظریه‌پردازانی چون ژرار ژنت، دوریت کوهن و هایدن وایت، نشان می‌دهد که این تمایز، فراتر از ارجاع به واقعیت یا تکنیک‌های ادبی، به تفسیر خواننده و زمینه‌های متنی وابسته است. او با تأکید بر نقش راوی غیرقابل‌اعتماد و تجربه‌مندی، معیارهایی برای شناسایی داستانی بودن پیشنهاد می‌کند، اما نتیجه می‌گیرد که نظریه‌ای یکپارچه برای این تمایز دست‌نیافتنی است.

ادامه مطلب »
از ما

محمود رنجبر: مؤلفه‌های زمانمندی پیشبرد روایت بر اساس الگوی ژرار ژنت در رمان «وقت سایه‌های» محمود فلکی

در این پژوهش بر اساس الگوی زمانمندی روایت از ژرار ژنت، رمان وقت‌ سایه‌ها (۱۳۹۳) نوشته محمود فلکی مورد بررسی قرار گرفته است. در این رمان نویسنده‌ای تلاش می‌کند با مرور خاطرات، راز قتل عموی خود را کشف کند.

ادامه مطلب »