
نسیم خلیلی: «زن، میان شعلههای داوری و سپیدهدم آگاهی» – «مریم مجدلیه» نوشته حسین دولتآبادی
رمان «مریم مجدلیه» روایتی از تاریخ اجتماعی معاصر ایران است در آستانهی انقلاب و دهههای شصت و هفتاد خورشیدی. رمانی که در قالب روایتی نقادانه

رمان «مریم مجدلیه» روایتی از تاریخ اجتماعی معاصر ایران است در آستانهی انقلاب و دهههای شصت و هفتاد خورشیدی. رمانی که در قالب روایتی نقادانه

در بخش پایانی این نقد بر کتاب «یعنی تو کلهت بهشته» رضا شهبازی، نویسنده با حفظ نگاه تابآورانهاش به زندگی، به تحلیلهای عمیق سیاسی و اجتماعی میپردازد؛ از نقد مصرفگرایی و سرمایهداری گرفته تا جزئیات هایپررئالیستی شرایط روزمره، همه با لحنی ساده، طنزآمیز و دوستانه که مخاطب را تا انتها همراه میکند و به تأمل وامیدارد.

در سنگلاخ زندگی زکریا هاشمی، فراتر از روایت شخصی پر از رنج و مهاجرت، دریچهای گشوده میشود به سوی زیباییهای فراموششدهی تهران قدیم و طبیعت بکر وطن؛ از سایههای سنگین درختان کهنسال باغ قوامالملک که ترس از زندگی را در دل اخوان ثالث برمیانگیخت، تا دشتهای پر از گلهای زرد ریواس در دامان کوههای شهرری که شادی کودکی و سرور مردم را در میان آتش جنگ زنده میکند – تصاویری مخملین و حزنآلود که تاریخنگاری یک هنرمند عاشق را به شعری ماندگار بدل میسازند.

نشر مهری انتقال و عرضه کتاب سانسور نشده از دیاسپورا به داخل کشور را راه بهتری برای مقابله با سانسور میداند. با هادی خوجینیان درباره برخی سیاستهای این نشر گفتوگو کردهایم. میشنوید:

این رمان ماجرای سفر مشترک دو زوج ایرانی به دره مرگ Death Valley در ایالت نوادای آمریکا را روایت میکند. سفری از بیرون به درون.