
چه خبر؟
گویههای بانگ – گویۀ بیست و پنجم: دو شعر از ماندانا کنت
تصویری از نسلی که میان «آگاهی» و «فراموشیِ اجباری» دستوپا میزند؛ نسلی که میداند «زندگی عادی» دیگر ممکن نیست، اما هنوز به دنبال «کمتر از امید» میگردد تا بتواند نفس بکشد.» در این میان بزرگترین فاجعه، خودِ فاجعه نیست؛ «عادت کردن به آن» است. در روزگاری که جنگ تمام شده اما «دود بمب با ابر در آسمان اُنس گرفته»، «تعجب نکردن» خودش نوعی مرگ است.
