
حضور نمادین ایران بعد از سه سال غیبت در نمایشگاه کتاب فرانکفورت
این حضور بیشتر بهعنوان یک نمایش سیاسی و تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی عمل میکند تا یک دستاورد ملموس در حوزه صادرات کتاب یا تقویت اقتصاد فرهنگ.

این حضور بیشتر بهعنوان یک نمایش سیاسی و تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی عمل میکند تا یک دستاورد ملموس در حوزه صادرات کتاب یا تقویت اقتصاد فرهنگ.

ناصر تقوایی، اگرچه به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینمای ایران شناخته میشود، بیش از هر چیز، ریشه در ادبیات داشت. خاستگاه هنری او نه در کلاسهای سینما، که در دل داستاننویسی و فضای روشنفکری دهههای ۴۰ و ۵۰ شکل گرفت. تقوایی با انتشار داستانهای کوتاهش در مجلاتی چون «آرش» و سردبیری «جُنگ هنر و ادبیات جنوب»، خود را به عنوان نویسندهای صاحب سبک با نثری متأثر از مکاتب آمریکایی تثبیت کرد. مجموعه داستان «تابستان همان سال» که تنها اثر او در زمینه ادبیات داستانی است در عرصه ادبیات کارگری و ادبیات اقلیمی جنوب به یاد ماندنی و از اثار شاخص ادبیات معاصر ایران است.

تقوایی هنرمندی بود که پیش از آنکه کارگردان شود، نویسندهای مردمی و دقیقنگر بود؛ نویسندهای که درد و حقیقت زندگی انسان ایرانی را مینوشت و با زبانی ساده اما ژرف، از واقعیتهای جامعه سخن میگفت.

این مقاله با نگاهی شاعرانه و فلسفی، به تحلیل فیلم «باد جن» ساخته ناصر تقوایی و ارتباط آن با شهر بندرلنگه و مفهوم «زار» میپردازد. نویسنده استدلال میکند که «باد جن» تنها یک مستند درباره یک آیین محلی نیست، بلکه تصویری است از «وضعیت عمومی جهان». نویسنده با ارجاعات فراوان به اسطورهها (مانند مسیح، دیونیسوس، ادیپ) و چهرههای ادبی (مانند ساعدی، احمد محمود، شاملو)، فیلم «باد جن» را به عنوان اثری جهانشمول و فلسفی فراز میآورد.