علیرضا بهنام

بانگ - نوا

علیرضا بهنام: جنگ که نباشد

حرف شاعر این است: پایان درگیری نظامی، جنگ را تمام نمی‌کند، فقط چهره‌اش را از بمب به «پوتین‌های بیگانه» و «پرچم‌های کرایه‌ای» و «تهدید مبهم پیوسته» تغییر می‌دهد. در این وضعیت ساختارهای خشونت و اشغال در بافت روزمره‌ی زندگی جاری می‌شوند، حتی وقتی صدای انفجاری در کار نیست. شاعر نشان می‌دهد که مرگ و فرسایش، بی‌وقفه ادامه دارد – نه در میدان نبرد، که در خیابان‌های اشغال‌شده، در مغازه‌های بسته و چنین است که «جنگ» به یک وضعیت همیشگی بدل می‌شود: «سایه می‌اندازد روی خیابان»، حتی وقتی خبری از بمب نیست.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

خیزش ملی مردم ایران-علیرضا بهنام: بگیر نگیر

«بگیر نگیر» سروده علیرضا بهنام، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران، نه تنها مرثیه‌ای بر کشته‌شدگان از منظر یک بازمانده بر زمینی پوشیده از خون است، بلکه نقدی گزنده بر سیاست‌ورزی نمایشی و دوگانه در عرصه اپوزیسیون نیز هست.

ادامه مطلب »
از ما

علیرضا بهنام: حماسه‌سازی که خود حماسه شد – اشعار محمد مختاری در بیست و پنجمین سالگرد قتل شاعر

اهمیت شعر مختاری در این است که موفق می‌شود از دل بی‌نظمی، نظمی حماسی بیرون بکشد و شعری بیافریند که برای شعر بلند بعد از او هنوز الهام‌بخش و پیشنهاد‌دهنده است.

ادامه مطلب »
شعر

علیرضا بهنام: روایت بی‌روایت

تشدید را بزن/بزن بر گلوله هایی که شعر نمی دانند و بی هوا فرو می روند در نیزار/متنم منم تنم/بتنم بر تن این ژنده شعر فرو شده در چشم/بتنم بر متن های سرطان بر چشم تیز فرو شده در خون در بلاد درکه

ادامه مطلب »