میترا داوودی

ادبیات غرب

جان آپدایک: «معشوق‌ات هم‌الان زنگ زد» به ترجمه میترا داوودی

آنچه این داستان را جاودانه کرده، پایانِ بازِ نفس‌گیر آن است: تلفن بار آخر زنگ می‌زند، چهار بار، یک بار، سپس دوازده بار مصمم و غم‌انگیز… و هیچ‌کس جواب نمی‌دهد. خواننده تا لحظه‌ی آخر نمی‌داند خیانت واقعی بوده یا فقط توهمِ یک ذهن عاشق و مضطرب؟ آپدایک قضاوت نمی‌کند؛ فقط زندگیِ واقعیِ طبقه‌ی متوسط آمریکا را، با تمام ریاکاری، تنهایی و میلِ سرکوب‌شده‌اش، زیر ذره‌بین می‌گذارد.

ادامه مطلب »
از دیگران

جویس کــرول اوتس: «زانیه»، به ترجمه میترا داوودی

عاشق دو مرد بود که یکی از آنها شوهرش بود. مردها تقریباً هم‌سن و همقد و هم‌وزن بودند. موهای معشوقش خرمایی بود که به خاکستری می‌زد و کمی مجعد بود، موهای شوهرش اما طلایی بود که به خاکستری می‌زد و کمی پیچ و تاب داشت.

ادامه مطلب »