مهناز عطارها

بانگ - نوا

کژمیر: مرگ به مثابه نظام، سوگ به مثابه تاریخ

در رمان «کژمیر»، مهناز عطارها سوگ ازدست‌رفتن فرزند را به دستمایه‌ای قدرتمند تبدیل می‌کند تا تاریخ زخم‌خورده‌ی ایران را، از انقلاب بلشویکی تا جنگ تحمیلی و فراتر از آن، به تصویر بکشد.
این پنجمین اثر نویسنده، با شخصیت‌هایی که پیوسته نام و هویت خود را تغییر می‌دهند و در چرخه‌ی تکرارهای تلخ تاریخی سرگردانند، پرده از نظام مرگ‌آفرین برمی‌دارد؛ نظامی که فقدان را عادی‌سازی می‌کند، سوگ را به امری روزمره بدل می‌سازد و امید را به حاشیه می‌راند.
«کژمیر» فراتر از داستان والدینی داغدار است؛ روایتی عمیق از سازوکار تولید مرگ و سوگ در جامعه‌ای است که تاریخ خود را بارها و بارها با قالبی تکراری بازتولید می‌کند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

رضیه انصاری: «سوگ به هیئت نشئگی تاریخ» – نگاهی از منظر گفتمان قدرت به رمان «کژمیر» اثر مهناز عطارها

رمان «کژمیر» مهناز عطارها، فراتر از روایت یک سوگ شخصی، کالبدشکافی نظام تولید فقدان در تاریخ معاصر ایران است. منتقد نشان می‌دهد که چگونه قدرت (در قالب نهادهای رسمی و غیررسمی) مرگ را از یک رویداد فردی به «تجربه‌ای تاریخی و مکرر» تبدیل می‌کند و آن را در تاروپود زندگی روزمره چنان عادی می‌سازد که سوگ به جای طغیان، به «درونی‌سازی خاموش» و مقاومتی فرسایشی بدل می‌شود. او با تکیه بر ساختار چهل‌تکه و بینا‌نسلی رمان نشان می‌دهد که «تاریخ در این معنا، نه گذشته‌ای سپری‌شده، که نیرویی حاضر و فعال در اکنون است و خود را با تکرار بازمی‌سازد».

ادامه مطلب »
از ما

امید فلاح آزاد: مهناز عطارها و داغ فرزندباختگی در تاریخ معاصر ایران در «کژمیر»

مهناز عطارها در رمان «کژمیر»، تازه‌ترین اثر خود، «کابوس مشترک زیستهٔ ایرانیان» یعنی داغ فرزندباختگیِ ناشی از خشونت سیستماتیک و جنگ را به هستهٔ روایت داستانی بدل می‌کند. او با بهره‌گیری از منشوری بینا‌نسلی، بینا‌قومی و بینا‌جنسیتی، نه تنها «نمایشگاه مرگ‌های دست‌ساز» نیم‌قرن اخیر ایران را کاتالوگ می‌کند، بلکه بر بازخوانی روش‌های گوناگون مواجهه با این تراژدی پایدار تمرکز دارد.

ادامه مطلب »
از ما

مهناز عطارها: بهشت بایر

از نمایشگاه مرگ دست‌ساز تا هتل وحدت، پاسدارها چفت به چفت هم تونلی ساخته بودند و هزار بار بدتر از مشت و لگد مرسومشان، شاخه نبات و کتاب مهریه می‌زدند به سر و صورت خانواده عروس. سرهنگ یک دم فکر کرد این دیگر عروسی با زهر عزاست و هیچ ربطی ندارد به «عزای عمومی، عروسیه!»

ادامه مطلب »