آسمان جعفری نژاد

آسمان جعفری‌نژاد
بانگ - نوا

آسمان جعفری‌نژاد: این‌بار، برای تام

حرف اصلی شاعر در این شعر، روایت «بودن در حصار مکان و زمان» و در همان حال «تلاش برای رهایی از آن» است. شاعرنشان می‌دهد که رهایی اگرچه ضروری است، اما با بار سنگین گناه، دلتنگی و مسئولیت در قبال کسانی که جا می‌گذاریم، عجین شده است؛ گویی رهایی واقعی، بدون شکستن اسب شیشه‌ای خاطرات و ترک کردنِ بی‌توجه عزیزان، ممکن نیست.نابراین چالش اصلی در این شعر مساله دیرین انتخاب بین آزادی یا امنیت است. می‌شنوید با صدای شاعر:

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

آسمان جعفری‌نژاد: «آنچه در سوگ بود»

» آسمان جعفری‌نژاد سوگ جمعی ملتی را به تصویر می‌کشد که در غم از دست دادن هویت و آرمان‌هایش فرو رفته است. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند «ایران هواپیمایی بود که سقوط کرد»، «مادری که با خون خود نوزادان بی‌مادر را شیر می‌دهد» و «قارچ‌های چتری استخوان‌ها»، فضایی از درد، اندوه و انزوا را خلق می‌کند.

ادامه مطلب »