ژوئن 12, 2026

بانگ - نوا

علی صبوری: در ایستگاه

در شعر «در باران و مه»، علی صبوری با زبانی غنی و تصاویر سنگین، ایستگاه قطار شامگاهی پاییزی را به میدانی از انتظار، اندوه و خاطره‌های زخم‌خورده تبدیل کرده است. شاعر در این اثر، میان باران و مه، سربازان بی‌مقصد، تابوت‌های ناتمام و انسان‌های تنها را فرامی‌خواند و با تأمل تلخی بر پایان جنگ و بی‌ارزشی جان انسان، از گران‌بهاترین متاع بشری — یعنی آزادی — سخن می‌گوید.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

نه به اعدام: اسارت پیر بزوخوف – صحنه‌ای از جنگ و صلح نوشته لئو تولستوی

در این صحنه از «جنگ و صلح» تولستوی، پیر بزوخوف، نجیب‌زاده روسی اسیر شده در مسکو، در برابر مارشال بی‌رحم فرانسوی، داوو، قرار می‌گیرد. آنچه او را از مرگ حتمی نجات می‌دهد، فقط نگاهی کوتاه و انسانی است که در میان وحشت جنگ، دو «فرزند بشر» را به هم پیوند می‌زند. با این حال، پی‌یر درمی‌یابد که قاتل واقعی او نه داوو که «سیستم» بی‌چهره‌ای است که تولستوی آن را «هم‌زمانی شرایط» می‌نامد؛ ماشینی بی‌رحمانه که انسان‌ها را قربانی نظم خشک و بی‌روح خود می‌کند.

ادامه مطلب »