
علیرضا بهنام: جنگ که نباشد
حرف شاعر این است: پایان درگیری نظامی، جنگ را تمام نمیکند، فقط چهرهاش را از بمب به «پوتینهای بیگانه» و «پرچمهای کرایهای» و «تهدید مبهم پیوسته» تغییر میدهد. در این وضعیت ساختارهای خشونت و اشغال در بافت روزمرهی زندگی جاری میشوند، حتی وقتی صدای انفجاری در کار نیست. شاعر نشان میدهد که مرگ و فرسایش، بیوقفه ادامه دارد – نه در میدان نبرد، که در خیابانهای اشغالشده، در مغازههای بسته و چنین است که «جنگ» به یک وضعیت همیشگی بدل میشود: «سایه میاندازد روی خیابان»، حتی وقتی خبری از بمب نیست.
