
برآمد باد صبح و بوی نوروز
فقر و فلاکت در داخل، تهدید جنگ در خارج، و با این حال باز هم سر سفرهمان سبزه و سپیدی و قرمزی ماهی دلخون. به زبان سعدی سخن بگوییم:برآمد باد صبح و بوی نوروز/به کام دوستان و بخت پیروز
فقر و فلاکت در داخل، تهدید جنگ در خارج، و با این حال باز هم سر سفرهمان سبزه و سپیدی و قرمزی ماهی دلخون. به زبان سعدی سخن بگوییم:برآمد باد صبح و بوی نوروز/به کام دوستان و بخت پیروز
داستان «دریاچه یخزده» نوشته باهار مومنی تأملی عمیق و تأثیرگذار درباره تروما، جنسیت و گسست هویت در دیاسپورا است. تجربه شخصیت اصلی این داستان بازتابی اجتماعی از مبارزات بسیاری از مهاجران است: استثمار اقتصادی، نادیدهگرفتهشدن اجتماعی و نوستالژیای که همواره با آنان همراه است. کلودیا یعقوبی (استاد برجستهی ادبیات فارسی در دانشگاه کارولینای شمالی) در میزگردی این داستان را به بحث گذاشته است.
«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربهها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته و با کوشش شهریار مندنیپور و حسین نوشآذر اداره میشود.