
ادبیات غرب
خوزه دونوسو : «آن زن» – به ترجمه رضا علامهزاده
یادم نمیآید با اطمینان بگویم اولین بار کِی بود که از وجودش آگاه شدم. اما اگر اشتباه نکنم بعد از ظهر یک روز زمستانی بود در یک تراموا که از محلهای شلوغ میگذشت.

یادم نمیآید با اطمینان بگویم اولین بار کِی بود که از وجودش آگاه شدم. اما اگر اشتباه نکنم بعد از ظهر یک روز زمستانی بود در یک تراموا که از محلهای شلوغ میگذشت.

این نویسنده برجسته مکزیکی در داستانهایش با چیرهدستی طنز و تخیل و انتقاد اجتماعی را با هم ترکیب میکند.

در این داستان که رضا علامهزاده از کتاب قصهنويسان جديد كوبا برگرفته و ترجمه کرده به طرزی شگفتآور مسافران یک اتوبوس به یک اثر هنری تبدیل میشوند.