شاه سیاهپوشان

بانگ - نوا

بهروز شیدا: «فریادِ باران می‌شوید رَسمِ مرگ‌سِرِشتان را»، ردپای فریادِ ستیز با جمهوری‌ی اسلامی در سه خوانش از سه رمان تبعید

نویسنده برای درک «سلطه» یک نقشه راه ترسیم می‌کند با سه نقطه: تجاوز به بدن (برای نابودی نمادین)، تحریف تاریخ (برای کنترل حافظه) و سانسور زبان (برای محدود کردن تخیل). هدف این چرخه‌ سه‌گانه محو امکانِ «تمامیت» یافتنِ فرد و جامعه است.تجاوز به بدن، تحریف تاریخ و سانسور زبان کماکان چارچوبی معتبر برای تحلیل اعتراضات دی ۱۴۰۴ است، اما با دو تحول کلیدی: نخست، بدن زن از عرصه نمادینِ انفعال به سوژه فعالِ مقاومت بدنی در خیابان تبدیل شده است؛ دوم، تخیل جمعی با زیرکی، تاریخِ تحریف‌شده را دور می‌زند و با خلق شعارها و نمادهای نو و روایت‌های تصویریِ زنده در شبکه‌های اجتماعی، زبانی موازی می‌آفریند که می‌بایست سانسور را بی‌اثر کند، چرخه مقاومت نیز با تبدیل تن به سنگر، حافظه و زبان به اسلحه، پیچیده‌تر و نافذتر شده است. آیا راه برون‌شدی از این حلقه بسته می‌یابیم؟

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – «شاه سیاهپوشان» هوشنگ گلشیری، گفتاری از بهروز شیدا

دکتر بهروز شیدا، پژوهشگر در این گفتار ابتدا خلاصه‌ای از داستان را به دست می‌دهد و سپس به مقایسه این اثر با داستان شاه سیاهپوشان هفت پیکر نظامی می‌پردازد و از اینجا به دلایل مرگ‌کامی راوی شکنجه‌دیده و توابِ داستان راه می‌برد.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: تاراجِ تن، جراحتِ جان

حاشیه‌ای بر سه قصه‌ی زندان‌های سیاسی‌ی جمهوری‌ی اسلامی: مرایی کافر است، نوشته‌ی نسیم خاکسار؛ دوزخیان بهشتی‌، نوشته‌ی علی عرفان؛ شاه سیاه‌پوشان، نوشته‌ی هوشنگ گلشیری.

ادامه مطلب »