سوگ

از دیگران

توماس مان: «مرگ» به ترجمه رضا نجفی

اگر انسان زمان مرگ خود را قطعی بداند، این یقین چه بر سر زندگی و رابطه‌اش با نزدیکان می‌آورد؟ «مرگ»، داستان کوتاه توماس مان با ترجمهٔ رضا نجفی، در قالب یادداشت‌های روزانهٔ مردی روایت می‌شود که دوازدهم اکتبر را موعد مرگ خود می‌داند. در خانه‌ای دورافتاده کنار دریا، انتظار این روز با محبت دخترش، آسونسیون، درهم می‌آمیزد. داستان از خلال شمارش زمان، آشفتگی ذهن راوی و مواجههٔ او با فقدان، مرز میان پیش‌آگاهی، وسواس و احساس گناه را به پرسش می‌کشد.

ادامه مطلب »
از ما

مریم کمانی: روضه‌ی آخر

در داستان «روضه‌ی آخر» نوشته مریم کمانی، بازگشت زنی مهاجر به خانه‌ی پدری برای فروش آن، خاطره خشونتی دیرپا را زنده می‌کند که در پس ظواهر مذهبی و مناسبات مردسالارانه پنهان مانده و سرنوشت یک خانواده را تباه کرده است. با این حال، وقتی که مینا به تصمیم می‌رسد، روزنه‌ای برای حفظ خاطره خواهر و تبدیل خانه‌ای آکنده از هراس و سوگ به مکانی برای زندگی گشوده می‌شود.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

مهرک کمالی: «آینه‌های روبه‌رو» در رمان «کژمیر» نوشته‌ی مهناز عطارها

این مقاله می‌کوشد نشان دهد چگونه عطارها با موازی‌سازیِ تاریخیِ سقوط یک تاجر باکویی در انقلاب بلشویکی و فروپاشی زندگی یک افسر ارتش شاه، از مرز داستانِ خانوادگی فراتر می‌رود و به یکی از صادقانه‌ترین روایت‌های نسلی از «هویت‌سازی در برابر پدران» تبدیل می‌شود.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

جودیت باتلر: «خشونت، سوگواری، سیاست» – به ترجمه کمال آبادی

این چارچوب نظری در ادبیات داستانی می‌تواند الهام‌بخش خلق آثاری باشد که به بازنمایی انتقادیِ سوگِ به‌حاشیه‌رانده‌شده بپردازند -روایت‌هایی از مرگ قربانیان جنگ، مهاجران، یا اقلیت‌ها که در گفتمان رسمی نادیده گرفته می‌شوند. باتلر با تأکید بر «آسیب‌پذیری مشترک»، نویسندگان را ترغیب می‌کند تا با به‌چالش‌کشیدن هنجارهای سوگواری تحمیلی، روایت‌های بدیل بیافرینند؛ آثاری که نه‌تنها خشونت ساختاری را افشا می‌کنند، بلکه امکانی برای همدردی فرامرزی و بازاندیشی در اخلاق روایتگری فراهم می‌سازند.

ادامه مطلب »