فریده سعیدی

از ما

از تجربه تا تخیل- فریده سعیدی: آباژور خیال‌باف

راوی در میان لگن‌های آب و وایتکس، به دنبال هویت گم‌شده‌اش در لابه‌لای صفحات پاره‌شده کتاب‌هایش می‌گردد. داستانی از خشونت پنهان، هم‌ذات‌پنداری با یک شخصیت خیالی، و تصمیمی سرنوشت‌ساز برای بیرون کشیدن خود از زیر خاکسترهای یک زندگی مشترک.

ادامه مطلب »
از ما

فریده سعیدی: راه‌پله این خانه پنجره ندارد

این داستان به موضوعاتی مانند هویت فردی، محدودیت‌های اجتماعی و جست‌وجوی آزادی می‌پردازد. راوی – یک زن معلم فلسفه و خواننده آواز – در حال بررسی خانه‌ای جدید با مشاور املاک است. تمرکز او بر پنجره‌های تمام‌قد و دید باز، نمادی از نیازش به آزادی و ارتباط با جهان بیرون است. این خواسته در تضاد با دیدگاه عملی و مادی مشاور قرار می‌گیرد. این تقابل، تنشی اساسی در داستان ایجاد می‌کند: تقابل بین آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی، بین هنر و زندگی روزمره.
‎‌

ادامه مطلب »
از ما

فریده سعیدی: نخل‌ و نارنج

هیچ‌وقت تو را تا این‌حد شکننده ندیده بودم. همین امروز که پرسیدی همین‌جا در شهری کنار دریا دور از قوم و خویش‌ها و هم‌شهرهای‌مان بمانیم خواستم به سؤالت جواب دهم ولی رویت را برگردانده و مشغول مرتب کردن چمدان لباس‌ها بودی.

ادامه مطلب »