
بانگ - نوا
علی عبادی: خط فسفری
داستان جسورانه و شاعرانهای که مرز میان زندگی/مرگ، خاطره/هذیان را محو میکند و در روایت لحظهی مرگ از منظرِ ذهنِ در حال فروریختن کاملاً موفق عمل کرده است. میشنوید با صدای نویسنده.

داستان جسورانه و شاعرانهای که مرز میان زندگی/مرگ، خاطره/هذیان را محو میکند و در روایت لحظهی مرگ از منظرِ ذهنِ در حال فروریختن کاملاً موفق عمل کرده است. میشنوید با صدای نویسنده.

نویسنده از طریق توصیف روند قضایی ناعادلانه، تجربه تلخ بازداشت و زندان، و به ویژه سوءاستفاده جنسی از سحر توسط یک مأمور حکومتی، نشان میدهد که چگونه این ساختارهای ظالمانه، کرامت، آزادی و جان یک انسان را میگیرند و چگونه مقاومت و اعتراض او (خودسوزی) به نمادی برای جنبش زن، زندگی، آزادی تبدیل میشود تا صدایی برای دادخواهی باشد.

پیرمردی کنار پنجره نشسته، سایهنما. دستش را ستون سر کرده، جوری که معلوم نیست دارد چرت میزند یا روزنامهی روی میزش را میخواند.