
مریم کمانی: روضهی آخر
در داستان «روضهی آخر» نوشته مریم کمانی، بازگشت زنی مهاجر به خانهی پدری برای فروش آن، خاطره خشونتی دیرپا را زنده میکند که در پس ظواهر مذهبی و مناسبات مردسالارانه پنهان مانده و سرنوشت یک خانواده را تباه کرده است. با این حال، وقتی که مینا به تصمیم میرسد، روزنهای برای حفظ خاطره خواهر و تبدیل خانهای آکنده از هراس و سوگ به مکانی برای زندگی گشوده میشود.
