می 11, 2026

داستان

ن. از شیراز: این روزهای ما

نویسنده با زبانی ساده و لحنی صمیمی (حتی وقتی بمب نمی‌بارد) نشان می‌دهد که «صلح منفی» دقیقاً چه شکلی است: شکلی که در آن «بوی تنباکوی برازجونی» گم می‌شود میان صدای «وُره‌ی جنگنده» و «تق‌وتق لاک‌پشت»؛ و «بابا» باز هم از «بوشهر» می‌گوید و نمی‌داند «بازگشت» چقدر غیرممکن است. این داستان، روایتِ «اینجا و اکنون» است؛ درست همان «این روزهای ما» که جنگ در آن، «تمام» نشده، فقط «نفس» کشیده – و نفس کشیدن آن، یعنی باز هم زنده ماندن ما در ترسی که دیگر حتی «قرص» هم نمی‌تواند از سرمان دور کند.

ادامه مطلب »