
داستان
هور: حتی قیمت نفس کشیدن هم چند برابر شده
این نوشته را نباید صرفاً به عنوان یک «متن شخصی» یا «یادداشت روزانه» خواند. این یک سندِ زنده از «ادبیات اقلیتها در جنگ» است – روایتی از زنی معلول که در تهران زیر بمباران، با وابستگی به دستگاه تنفسی، با امیدی کهنه به «آزادی»، و با پرسشی که هیچوقت بیپاسخ نمیماند: «اگر بمیرم، مرا هم مثل جانهای بیجان کهریزک، “جاوید نام” خطاب میکنند؟»