اردیبهشت ۲, ۱۴۰۲

Elyad_Rahmanipour2
بانگ - نوا

اسفندیار کوشه: ایلیاد پسر ارسلان

پسرک در پس‌زمینه، پشت به دیوار پاهایش را بغل کرده و نگاهش را به سمت ابدیتی مبهم دوخته بود. چند دراژه‌ی قرص کنارش افتاده بود و چند تا لیوان یک‌بار مصرف. یک رهگذر بودم که از اقبال بد داشتم از کنار ترمینال می‌گذشتم.

ادامه مطلب »