مهین میلانی

از ما

مهین میلانی: «بی تو شعر در کدام تن آرام گیرد وطن (وتن)»

نویسنده با بهره‌گیری از آرای مرلو-پونتی، اسپینوزا و لویناس، نشان می‌دهد که چگونه هادی ابراهیمی با افزودن یک نقطه به «وطن» (وتن)، آن را از قلمرو مفهوم انتزاعی بیرون می‌کشد و به حوزۀ تجربۀ حسی-بدنی وارد می‌کند. در این خوانش، «وتن» نه یک سرزمین دور، که تنِ زخمیِ جمعی است؛ تنی که در مهاجرت درد می‌کشد، در جنگ می‌سوزد، و با این همه، در «تبسم ایستادگی» پنهان می‌شود.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

مهین میلانی: «نترس شلیک کن»، دم خروس مدرنیته و سنت…

مهین میلانی در نقد خود بر کتاب «نترس شلیک کن» فرامرز پورنوروز، با زبانی بی‌پرده، میان دو بخش پایانی کتاب که آن را «درخشان و نفس‌گیر» می‌خواند و باقی روایت که به‌زعم او دچار «خودشیفتگی روایی، عشق‌های آبکی و خطی‌سازیِ روزهای وحشتناک» است، مرزبندی می‌کشد. میلانی با تکیه بر تجربه‌ی زیسته‌ی خود از آن دوران، پرسش بنیادینی را مطرح می‌کند: چرا نویسنده‌ای که خود در دل خشونت و سرکوب زیسته، باید به بازنمایی‌هایی دست بزند که «نه روایت نو است و نه حرف تازه‌ای» دارد؟ او این تناقض را نه فقط در فرم، که در تقابل مدرنیته و سنتِ حل‌نشده در شخصیت‌پردازی کتاب ردیابی می‌کند و نقدش را به پرسشی فراتر می‌کشاند: چرا از واقعیتِ سوررئال این سرزمین، مدام به «تخیلات آبکی» پناه می‌بریم؟

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

مهین میلانی: «با شکنجه گران چه کار باید کرد؟» – «یک تصادف ساده» از جعفر پناهی

جعفر پناهی با «یک تصادف ساده» (برنده‌ی نخل طلای کن ۲۰۲۵) یکی از جسورانه‌ترین و دردناک‌ترین پرسش‌های زمانه‌ی ما را روایت می‌کند: وقتی بالاخره شکنجه‌گر سابق‌تان را در جاده‌ای تاریک گیر انداختید، با او چه می‌کنید؟ انتقام؟ قصاص؟ یا رهایش می‌کنید تا چرخه‌ی خشونت بالاخره در جایی بشکند؟

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

«صدرالدین الهی دستم بگرفت و پا به پا برد» نوشته مهین میلانی در شرکت کتاب

یک شاگرد از دکتر صدرالدین الهی می‌گوید در بستر خاطراتی از بودن‌ها و شدن‌ها با استادش، با پدرش. شخصیتی که استاد مسلم روزنامه‌نگاری مدرن بود، علاوه بر دیگر کیفیت ها و استاد به معنای معلمی که دست شاگرد را می‌گرفت و هم‌چون مادری پا به پا می‌برد.

ادامه مطلب »