
ادبیات غرب
وسعت اوُ. بِنَر: «رفیق» به ترجمه حمید فرازنده
دو رفیق. یک زن، در یک شب پرالتهاب که از مستی و شوق با دیگری بودن نشان دارد. چه اتفاقی میافتد؟
دو رفیق. یک زن، در یک شب پرالتهاب که از مستی و شوق با دیگری بودن نشان دارد. چه اتفاقی میافتد؟
بنده شصت و هشت ساله، زن و بچه و عروس و داماد و نوه دارم. به نظر شما همچین آدمی ممکن است به زنی که سر راهش میبیند، متلک بیاندازد؟