
رویدادهای فرهنگی و هنری
یک داستان، یک کتاب- شیرین عزیزی مقدم: «رئیسِ دمودستگاه»، رئیسِ خودشیفته در داستان کوتاه ابراهیم دمشناس
حکایت کهن آفتابهدار را لابد شنیدهاید: مردی بر درِ کاروانسرا یا مسجد مینشیند و به مسافری که عجله دارد میگوید «این یکی نه، آن یکی را بردار»؛ نه چون آفتابهها فرق دارند، بلکه تا معلوم شود او رئیس است. ابراهیم دمشناس همین حکایت ساده را در داستان کوتاه «ترازنامهی مغارب کنارِ اُ» از جنگ داستان خودکامه برمیگیرد، شاخ و برگ میدهد و از دلِ زبان محاورهی جنوب، نقدی تند از رئیسِ خودشیفته میسازد؛ رئیسی که جهان را به تعداد آفتابهها و آبریزگاههای تحت امرش فروکاسته و باور دارد کائنات حول محور او میچرخد. این یادداشت در مجموعهی «یک داستان، یک کتاب» نشان میدهد دمشناس چگونه میان ادب کلاسیک، فرهنگ عامه و داستان مدرن پل میزند و به نوقلمها میآموزد که قدرتِ روایت، حتی از یک دستشویی عمومی هم برمیآید.