شهریور ۲۶, ۱۴۰۵

چه خبر؟

فهیمه فرسایی: دلگرمی

راوی بی‌نام این داستان که در آلمان زندگی می‌کند، میان پیراهن‌های کلاوس، اپرای «قدرت سرنوشت» و پیام‌های پریشان مهری از تهران، می‌خواهد واسطه‌ تسلی‌بخشی باشد میان بازماندگان و آوارگان. اما بیش از همه خود به دلگرمی نیاز دارد. او در بهت شنیدن خبرِ جسدِ روی زمین‌مانده‌ی برادر مهری، ناگهان با سرنوشتی روبه‌رو می‌شود که نه روی صحنه‌ی اپرای وردی، که در خبرهای درهم‌ریخته‌ی ایران جاری است. انفجاری که در اتاق کار راوی در آلمان رخ می‌دهد، با انفجارهای پی‌درپی و مهیب در قلب تهران قابل مقایسه نیست. «دلگرمی» روایتِ «صلح منفی» است؛ جنگی که تمام نشده، فقط به اتاق اتو و پیام‌های واتساپ منتقل شده است.

ادامه مطلب »