
چه خبر؟
مریم مطلبیان: کلاغی که سفید است
در داستان «کلاغی که سفید است» تقابل پدری سنتی با پسری که هویت جنسیاش را برخلاف انتظارات جامعه زیسته، به خشونتی طاقتفرسا بدل میشود؛ خشونتی که از کتک و حبس شروع میشود و به رانندگی به سوی بینامی ختم میگردد. ابراهیم در این مسیر، نه تنها با پسرش که با تمام باورهای رنگباختهی خود میجنگد؛ باورهایی که عزت را در مشت گرهکرده و مردانگی را در زور خلاصه کردهاند. اما سعید با همان آرامشِ زنانهاش، پرده از این توهم برمیدارد که «من اینجوری به دنیا اومدم». حالا پرسش این است: وقتی تنها راه پدر برای نجات «آبرو»، نابود کردنِ «وجود» فرزند است، آیا اصلاً راهی برای بازگشت باقی میماند؟