hossein

رویدادهای فرهنگی و هنری

«آنچه من با قلم نور نوشتم»: خاطرات منوچهر دقتی، عکاس – خبرنگار ایرانی  

انتشارات پیام (کتابفروشی گوته – حافظ) در شهر بن آلمان کتاب تازه‌ای منتشر کرده است. این کتاب «آنچه من با قلم نور نوشتم» نام دارد و زندگی‌نامه خودنوشت منوچهر دقتی، عکاس – خبرنگار ایرانی است.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: هفتاد پیکره

در نگاه اول، از دور، مانکنی نشسته بود؛ سر خم کرده روی دست مشت شده زیر چانه اما از نزدیک، معلوم می‌شد مانکن نیست. اولاً به این دلیل که مانکن‌ها را اغلب ایستاده می‌سازند و دوماً از نزدیک می‌دیدی که فقط یک تنه است به شکل استوانه‌ای نامتوازن و دو دایره‌ یکی برای سر و دیگری برای مشت، همین.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «از هرگز گزیری نیست هرگز؟» – نگاهی به رمان سِفر خروج، نوشته‌ی محمد آصف سلطان‌زاده

سِفر خروج ماجرای مهاجرت – تبعید – گریز یک مرد افغان به ایران است؛ موسی، سی‌ودو ساله. سال‌های پایانی‌ی دهه‌ی ۱۳۸۰ خورشیدی است. روزهایی چند به دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری‌ی ایران مانده است؛ به انتخاباتِ ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸؛ به رقابت محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی. 

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

یک رمان اتوبیوگرافیک در قالب نامه: «سلیطه» نوشته سارا افراسیابی در نشر مهری

نویسنده در این نامه‌ها می‌خواهد حقیقتی را درباره چیستی و کیستی‌اش با دخترش در میان بگذارد و آن حقیقت هم این است که او در قابی که برای یک زن به اصطلاح نجیب مسلمان در نظر گرفته‌اند نمی‌گنجد.

ادامه مطلب »
خسرو دوامی - پوستر: ساعد
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – خسرو دوامی: یاس ایرانی

صبح اول فروردین هزار و سیصد و هشتاد و یک، جلوی تلویزیون نشسته بودم و داشتم به تکه تکه‌های پازلی که بهرنگ از صبح زود داشت کنار هم می‌چید نگاه می‌کردم. پازل را هفته‌ی پیش از آن برایش خریده بودم. خانه‌ای آجری، با پنجره‌های بزرگ که رو به برکه‌ای پر از مرغابیهای رنگ به رنگ باز می‌شدند.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

برندگان جایزه شعر ژاله اصفهانی: حسن جعغری از افغانستان، نوری محمد ایستم از تاجیکستان و پوریا پلیکان از ایران

ین جایزه ویژه شاعران جوان (زیر ۳۰ سال) از کشورهای فارسی زبان، از جمله ایران، افغانستان و تاجیکستان، و دیگر فارسی زبانان است. در این دوره نزدیک به ۲۰۰ شاعر جوان شرکت کرده بودند.

ادامه مطلب »
از ما

حدیث کاظمی‌نژاد: ناگهان

می‌روم زیر دوش، آب قطع است، شیرفلکه را که نبسته بودم! درست یادم نمی‌آید. دنبال آچار می‌گردم، آخرین بار کجا بود، می‌روم پشت پنجره، پرده افتاده روی زمین،کنار سرمریم که خون بسته.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

فاطمه پوراحمد: کودکی، زن و عشق در «بن‌بست قهرمانی» عباس شکری

«بن بست قهرمانی» به شیوه جریان سیال ذهن بیش از ۵۰ خاطره را در خود جای داده که هر یک به نوعی در هزارتوی جامعه قدم می‌زند تا آینه‌ای تمام قدی باشد از روزهایی که بیشتر ما ندیدیم و تجربه نکردیم. گذشته‌ای را پیش روی ما می‌گذارد تا امروز اگر قرار است به کردار آن‌ها داوری داشته باشیم، با توجه به پیشاتاریخ داوری‌مان، به قضاوت برویم.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

زهرا پورعزیزی: فلز

وَ دست‌هایش را روی دهان روی سینه بالای کُسش گذاشته بود دوزانو نشسته نا-راحت مثل مجلس عزایی که در مسجدی محقّر وُ متروک دست‌هاشان را بالای آلت‌شان بگذارند وَ سر به پایین بیندازند سرها همه در خونْ –گوسفندْ– در خیرگیِ مشکی‌ها بگویند سلامْ بگویند غم وَ بر سرِ میمِ غم جرقّه‌ی فندکی روشن شود.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

«وارونگی هوا»: گزیده‌ای از شعرهای علی عبداللهی به زبان آلمانی

سه شعر نخست کتاب به آلمانی سروده شده و سایر اشعار از فارسی ترجمه شده ‌است. ترجمه شعرها را علی عبداللهی، فرهاد احمدخان، سوزان باغستانی و کورت شارف بر عهده داشته‌اند. ترجمه‌ها را سپس ماکس چولک، دانیه‌لا دانتس و یان واگنر، سه شاعر آلمانی‌زبان از سوی شاعران آلمانی‌زبان با نظارت شاعر ویرایش کرده‌اند. 

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

فرانک شتسینگ: «روز پنجم» به ترجمه حسین منصوری

سرنوشت خوآن نارسیسو اوکانیان در یک روز چهارشنبه رقم خورد بی آن‌که دنیا باخبر شود چه بر سرش آمده است.  البته در عرصه‌یی گسترده‌تر باخبر شد ولی چند هفته‌ی بعد و بی آن‌که نامی از اوکانیان برده شود.  بلایی که سر او آمد سر خیلی‌های دیگر هم آمده بود.

ادامه مطلب »
از ما

علیرضا آبیز: تولدی دیگر یا آیین تشرف فروغ فرخزاد

بلوغ مرحله‌ی مهمی در زندگی هر فرد است و آیین‌های تشرف به بلوغ از جمله‌ی کهن‌ترین آیین‌های بشری هستند. در همه ی این آیین‌ها، فرد نوبالغ نیازمند کسب شناخت عمیق‌تری از خویشتن است تا نقش تازه ای در جایگاه تازه ای بر عهده بگیرد.

ادامه مطلب »
شعر

داریوش آشوری: یک نسیمِ تازه

بهترین تعبیری که می‌توانم برایِ شعرِ مهرانگیز رساپور- یا به نامِ قلمی‌اش، م. پگاه، بیاورم، “نسیمِ کوهستانی”ست؛ نسیمی که در من یادِ دوران‌هایِ کوه‌گردی‌ام را زنده می‌کند؛ یادِ پاکی و خوشیِ وزش‌اش، هنگامی که آرام می‌وزد و در گوش‌ات زمزمه‌ای دل‌نواز می‌کند.

ادامه مطلب »