نرگس عظیمی: از پنجره گاز میزنم قرص ماه را
از فاحشهخانهها بوی نان تازه میآید، پلهها را که پایین میآیند پناهندگان، و با سری خلوت مرکز شهر را گام میزنند. زنهای کامل گلدرشتهای میدانند، کپهکپه حلقه زدهاند، و کابل و هرات و بغداد را در تخمهها میشکنند
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.