مقاله حاضر تأثیرگذاری چخوف بر کاترین منسفیلد، جان چیور و ریموند کارور را مورد واکاوی قرار میدهد. این پژوهش نشان میدهد که چگونه اصول سهگانه روایت چخوف (ایجاز و عینیت تا شفقت انسانی) در بافتارهای اجتماعی و تاریخی متفاوت، بازخوانی و بازآفرینی شدهاند. منسفیلد با نگاهی امپرسیونیستی به درونمایههای زنانه، چیور با نقادی جامعه حومهنشین آمریکا و کارور با تصویرگری تلخ فروپاشی روانشناختی طبقه متوسط، هر یک وجوهی از میراث چخوف را در تقابلی خلاق با جهان مدرن و پسامدرن به نمایش میگذارند. این مقاله با پیگیری ردپای چخوف در گذار از سنت به مدرنیته و سپس به پسامدرنیته، در نهایت به این پرسش بنیادین میپردازد که آیا این «سایه» روشن، به بازتولید وفادارانه سبک محدود شده یا به خلق امکاناتی نو در داستاننویسی معاصر انجامیده است؟
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.