پرتو نوری‌علا: بُرو!

با خیالِ تخت، با تختِ کفش،گذر کردی، بر رنجِ دست‎بافتِ فرش. اما لَشِ تو هنوز، در تشتِ مسیِ نسوز؛ لب دوز مانده ام چه کنم؟